امام امیرالمؤمنین (علیه السلام) و نشانه های ظهور حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قسمت دوم

امام امیرالمؤمنین (علیه السلام) و نشانه های ظهور حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

قسمت دوم

امیرمؤمنان (علیه السلام) و خطبه ذی‌قار و علائم آخرالزّمان

(خطبه ذی‌قار: )فبعث الله عزّوجلّ محمداً صلی الله علیه وآله بذلک ثم انه سیأنی علیکم من بعدی زمان لیس فی ذلک الزّمان شی اخفی من الحق و لا اظهر من الباطل ولا اکثرمن الکذب علی الله تعالی ورسوله صلی الله علیه وآله ولیس عند اهل ذلک الزّمان سلعه ابور من الکتاب اذا تلی حق تلاوته ولا سلعه انفق بیعاً ولا اغلی ثمناً من الکتاب اذا حرّف عن مواضعه ولیس من العباد ولا فی البلاد شیئ هو انکرمن المعروف ولا اعرف من المنکر ولیس فیها فاحشه انکر ولا عقوبه انکی من الهدی عند اضلال فی ذلک الزمان فقد نبذ الکتاب حملته و تناساه حفظته حتی تمالت بهم الاهواء و توارثوا ذلک من الآباء وعملوا بتحریف الکتاب کذباً و تکذیباً فباعوه بالبخص وکانوا فیه من الزّاهدین فا الکتاب و اهل الکتاب فی ذلک الزمان طریدان منفیّان وصاحبان مصطحبان فی طریف واحد لا یأویهمامو و فحبّذا ذانک الصّاحبان واهاً لهما ولما یعملان له فا الکتاب واهل الکتاب فی ذلک الزّمان فی النّاس ولیسوا فیهم و معهم ولیسوا معهم وذلک لان الضّلاله لاتوافق الهدی وان اجتمعا وقد اجتمع القوم علی الفرقه وافتر قواعنالجامعه قد ولوا امرهم و امر دینهم من یعمل فیهم بالمکر والمنکر والرّشا والقتل کانهم ائمه الکتاب ولیس الکتاب امامهم لم یبق عندهم من الحق الا اسمه ولم یعرفوا من الکتاب الا خطه وزبره یدخل الدّاخل لما یسمع من حکم القرآن فلا یطمئن جالساً حتی یخرج من الدین ینتقل من دین ملک الی دین ملک و من ولایه ملک الی ولایه ملک و من طاعه ملک الی طاعه ملک و من عهود ملک الی عهود ملک فاستدرجهم الله تعالی من حیث لایعمون وان کیده متین بالأمل والرجاء حتی توالدوا فی المعصیه ودانوا بالجور والکتای لم یضرب عن شیئ منه صفحاً ضلاّلاً تائهین قد دانوا بغیر دین الله عزوجل وادانوا لغیر الله مساجدهم فی ذلک الزمان عامره من الضلاله خربه من الهدی (قد بدّل فیها من الهدی) فقرّاؤها و عمارها اخائب خلق الله و خلیفته من عندهم جرت الضّلاله والیهم تعود فحضور مساجدهم والمشی الیها کفر بالله العظیم الا من مشی الیها و هو عارف بضلالهم فصارت مساجدهم من فعالهم علی ذلک النّحو خربه من الهدی عامره من الضّلاله قد بدّلت سنّه الله و تعدّیت حدوده ولا یدعون الی الهدی و لا یقسّمون الفئ ولا یوفون بذّمه یدعون القتیل منهم علی ذلک شهداً‌قد اتوا الله بالافتراء والجحود واستغنوا بالجهل عن العلم و من قبل ما مثّلوا بالصّالحین کلّ مثله وسمّوا صدقهم علی الله فریه وجعلوا فی الحسنه العقوبه السّیّئه وقد بعث الله عزّوجلّ الیکم رسولاً من انفسکم عزیز علیه ما عنتم حریض علیکم بالمؤمنین رؤف رحیم صلی الله علیه وآله و انزل علیه کتاباً عزیزاً لایأتیه الباطل من بین یدیه ولا من خلفه تنزیل من حکیم حمید قرآناً عربیّاً غیر ذی عوج لینذرمن کان حیّاً و یحقّ‌ القول علی الکافرین فلا یلهینّکم الامل ولایطولنّ علیکم الاجل فانّما اهلک من کان قبلکم امد أملهم و تغطیه الآجال عنهم حتّی نزل بهم الموعود.(۱)
خداوند برای هدایت و ارشاد شما پیامبرش را مبعوث به رسالت فرمود و بدانید که بعد از من دورانی خواهید داشت که در آن چیزی پنهان‌تر از حق نیست و نیز در آن زمان روشن‌تر از باطل چیز دیگری نخواهد بود. در این عصر، دروغ بستن بر خدا و پیامبرش از هر چیزی بیشتر است. در این زمان متاعی کم ارزش‌تر از قرآن خدا در نزد این مردم نیست، در صورتی که قرآن را بحق بخوانند و به آن عمل کنند، هیچ متاعی از نظر ارزش به پای کتاب خدا نمی رسد، اگر تحریف شود و برخلاف حق تفسیر گردد، به تحقیق، سودجویان از آن استفاده می کنند. در این زمان و در میان مردم شهرها هیچ چیزی از معروف (کارهای خوب و خداپسند) زشت‌تر و منکرتر، و هیچ کاری و عملی از منکر (گناه) زیباتر نیست. در نظر مردم گمراه این زمان هیچ راهی بدتر از رفتن به راه حق نیست (پیمودن راه بندگی به معنی واقعی). در این عصر است که دانایان به قرآن آن را پس پشت یم اندازند و نگهبانان قرآن آن را به دست فراموشی می سپرند (البتّه در عمل نه به زبان) و هوای نفس آنها را به این سو و آن سو می کشد و این انحرافی است که آن را از پدران خود به ارث برده اند. آنان به دروغ قرآن را تحریف و تفسیر می کنند و حقایق آن را خلاف واقع دانسته، آن را به بهای کمی می فروشند و نسبت به آن بی‌غبت‌اند. پس، قرآن و اهل قرآن در این عصر رانده شده از اجتماع هستند و در عین اینکه (بسیار کم‌اند و) در میان مردم از لحاظ ظاهری حضور دارند در معنا بیرون و بیگانه از این جامعه‌اند، و در حقیقت، به تبعیدشدگان شباهت دارند و کسی به آنها (قرآن و اهل آن) مکان نمی دهد (آنان را تحویل نمی گیرد). آفرین بر این دو یار موافق (یعنی قرآن و پیروان واقعی آن). در این زمان قرآن و اقلیّت عامل به آن ظاهراً در میان جامعه هستند، امّا در واقع بیرون از این مردم زندگی می کنند؛ زیرا راه سعادت و راه شقاوت و گمراهی کیسان نیستند اگرچه با هم در یک جا جمع شوند. مردم این زمان گرفتار جدیای و نفاق و از هماهنگی با حق برحذرند و امور دینی و دنیوی خود را با افرادی برگزار می کنند که کارشان نیرنگ و زشتکاری و رشوه‌خواری و کشتار انسانهاست گویی خود را پیشوای قرآن می دانند و عملاً از رهبری قرآن محروم‌اند. از حق در میان آنها جز نامی و از قرآن جز جلد و کاغذ و نوشته های آن نمانده است. در این جامعه صدای قرآن و احکام آن بر می خیزد و بعضی به آن علاقه‌مند می شوند و در مجلس می نشینند، ولی آیام نگرفته از مجلس بیرون می شوند در حالی که از دین اسلام بیرون رفته‌اند (دیدن خلافها و شنیدن آن) از دین پادشاهی به مذهب حکمران دیگر می روند، همین طور از سوی این حاکم به سوی آن فرمانروا و از سوی آن حکومت به سوی حکومت دیگر و از فرمانبری حکمرانی به فرمانبری حکمران دیگر در رفت و آمدند (آری، چون پناهگاه اصلی «دین» را از دست داده‌اند). خداوند آنها را گرفتار استدارج خود می کند، یعنی به بدبختی و عقوبت خود می کشاند، اگرچه به ظاهر سرگرم دنیای خود هستند و به اصطلاح با خوشی زندگی می کنند و به راستی که آروزها و امدیهای بیجا زندگی آنها را فرا می گیرد تا آنجا که فرزندانی در معصیت به وجود می آورند (نسل آینده را پدید می آورند). در مقابل ناحق سر تسلیم خم می کنند و در عین حال خود را دیندار می دانند (آری، دین دلخواه اهل دنیا، نه آن دینی که خداوند فرستاده است).
مساجد این مردم در این زمان از نظر ساختمان (کاشی‌کاری، فرشهای قیمتی، بخاری، کولر و مثال اینها) آباد، امّا از هدایت مردم به دین واقعی ویران است (تبلیغات درست برخلاف آنچه در واقع هست پیاده می شود). خوانندگان قرآن و آبادکنندگان مساجد زیانکارترین و ناکام‌ترین خلق خدایند. اینان سرچشمه گمراهیها هستند و بازگشت ضلالت و گمراهی نیز به سوی خود آنها خواهد بود. شرکت در مساجد اینها کفر به خداوند بزرگ است مگر برای آن افرادی که نسبت به گمراهی آنها شناخت داشته باشند. براساس اعمال نادرست متصدّیان امور دینی، از نظر تقوا خرلاب و انباشته از گمراهی می شود و سنّتهای خداوندی را مبدّل می سازند و حدود الهی را تغییر می دهند و مردم را به راه راست نمی خوانند و درآمد کشور اسلامی و اموال بیت المال را به صاحبان واقعی‌اش، یعنی مستحقّان نمی دهند بلکه آن را در راه نامشروع و جنگ و خونریزی به مصرف می رسانند و در ارتباط با پناهندگان اسلام پیمان شکنی می کننند و کسانی را که در این مسیر ناحق از آنها کشته می شوند شهید می نامند و به خداوند افترا می بندند و او را انکار می کنند و از دانش به خاطر نادانی خود روی برمی گردانند. در گذشته هم کسانی همچون اینان بودند که بندگان خوب خداوند را شکنجه می دادند و آنها را مثله می کردند (یعنی گوش و بینی آنها را می بریدند) و گفتار آسمانی و براسا مصلحت آن افراد را که از طرف خداوند می گفتند دروغ و ناحق می انگاشتند و در برابر کار خوب و شایسته کیفرهای ناصواب مقرر می کردند و حال آنکه خداوند پیامبری را از میان شما مبعوث کرد که نمی تواند رنج شما را ببیند (یعنی خوشی و رفاه شما را طالب است و همه مسلمانان را دوست می دارد) و بر این پیامبر کتابی نازل شده است که نظیر ندارد (چون که جوابگوی تمام خواسته های و نیازمندیهای علمی، اقتصادی، صنعتی، کشاورزی، تجاری، دامپروری، نظامی، سیاسی، اخلاقی، اجتماعی و سایر نیازهای دیگر شماست). خداوند وعده فرموده است که باطل به هیچ نحو نمی تواند به قرآن حمله‌ور شود و تحریف در آن راه نمی یابد (از پیش‌رو و پشت‌‌سر، خداوند نگهبان قرآن است) و با اینکه از تمام گذشته ها خبر داده کوچکترین خلافی در آن دیده نشده است و تاریخ دنیا نیز بر‌ آن گواهی می دهد…
از خداوند بزرگ تقاضا دارم که همه مسلمانان جهان به ویژه شیعیان آن حضرت را موفّق به انجام و عمل کردن به دستورات دنیا و نیز دوری از کجرویها بفرماید. آمین یا ربّ العالمین.

علی (علیه السلام) و فتنه های پیش از ظهور

یظهر فی شبهه لیستبین فیعو ذکره و یظهر امره وینادی باسمه و کنیته و نسبه و یکثر ذلک علی افواه المحقّین و المبطلین والموافقین و المخالفین للزمهم الحجّه بمعرفتهم به علی انه قد قصصنا و دللنا علیه و نسبناه وسمّینا و کنّیناه وقلنا سمی جدّه رسول الله و کنّیه لئلاّ یقول النّاس ما عرفنا له اسماً ولا کنیه ولا نسباً والله لیتحقّق الایضاح به وباسمه و کنیته علی السنتهم حتّی لیسمیّه بعضهم لبعض کل ذلک للزوم الحجه علیهم ثمّ یظهره الله کما وعده به جدّه صلّی الله علیه و آله فی قوله عزّوجلّ «وهو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدّین کلّه ولو کره المشرکون».(۲)
آنگاه که فتنه ها و شبهات جامعه را فراگیرد امام عصر روحی له الفداء ظاهر می شود. (همه جا از قیام او سخن گفته می شود و مانند خورشید فروزان می درخشد). در میان آسمان و زمین او را به نام و کنیه و نسب یاد می کنند و نام عزیزش در محافل دوست و دشمن و مردم با ایمان و بی‌ایمان نقل می گردد تا حجّت بر همگان تمام شود و جامعه او را بشناسد و ما پیوسته نم و نشان او را اعلام کرده‌ایم (در کتابها و در سخنان) و گفته‌ایم که او همنام جدّش خاتم الانبیاء (صل الله علیه و آله وسلم) و هم کنیه‌ اوست تا کسی نگوید که من نام و نسب و کنیه‌او را نمی دانستم. به خدا سوگند آنقدر نام و نسب و کنیه او بر زبان مردم جاری می شود تا دیگر برای کسی ابهامی نماند. اجرای این برنامه ها یکسره برای این است که حجّت بر همگان تمام شود. آنگاه خداوند امر به ظهورش می فرماید، چنانکه در آیه شریفه «هو الذی ارسل رسوله بالهدی ودین الحق لیظهره علی الدّین کله ولو کره المشرکون»(۳)
به جدّش خاتم الانبیاء (صل الله علیه و آله وسلم) وعده فرموده است که باید دین مقدّس اسلام بر تمام ادیان غلبه و پیروزی داشته باشد اگرچه دشمنان خداوند نخواهند.
عن امیرالمؤمنین علیه السلام: ان لنا اهل البیت رایه من تقدّمها سرق و من تأخر عنها زهق و من تبعها لحق یکون مکتوباً فی رأیته «البیعه لله».(۴)
حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (علیه السلام) می فرماید: برای ما اهل بیت پیامبر (صل الله علیه و آله وسلم) پرچمی هست که هر کسی بر آن سبقت بگیرد دزدیده می شود (استعماگران و استثمارگران او را می برند و عقایدش را می دزدند کمااینکه تمام سرمایه های معنوی دنیای اسلام را دزدیدند) و هر کسی که عقب بماند از این پرچم، نابود و هلاک خواهد شد و هر کسی که متابعت از این پرچم نمود، سعادتمند و موفّق خواهد شد. روی آن پرچم نوشته شده است «بیعت از آن خداوند است».
اللهم فاجعل بیعته خروجاً من الغمّه واجمع به شمل الامّه.(۵)
خداوندا! بیعت با حضرت بقیّه‌الله (علیه السلام) را برای مردم بیرون رفتن از تمام غم و اندوه ها قرار بده و پراکندگی و سرگردانی امّت را به اتّحاد و اتّفاق مبدّل فرما.

امیرالمؤمنین و علائم قیام قائم (علیهما السلام)

سلمان فارسی می گوید: آمدم خدمت حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) عرض کردم قائم از فرزندان شما کی قیام می کند؟ آن حضرت آهی کشیده، فرمودند:
لایظهر القائم حتّی یکون امور الصّبیان و یضیّع حقوق الرّحمن و یتغنّی بالقران فاذا قتلت ملکو بنی العباس اولی العمی والالتباس احصاب الرّمی عن الاقواس بوجوه کالتّراس وخرّبت البصره هناک یقوم القائم من ولد الحسین علیه السلام.(۶)

قائم ظاهر می شود تا اینکه چند نشانه به وجود آید:

۱٫ کارها به دست نوجوانان و افراد ناآگاه قرار گیرد.
۲٫ حقوق خداوند رحمان (احکام دین خدا) ضایع گردد.
۳٫ قرآن را با تغنّی (به غنا) بخوانند.
۴٫ پادشاهان بنی عبّاس که از دیدن حق مرحوم، و از شناخت آن ناتوانند، به دست تیراندازان و کماندارانی کشته شوند، که صورتهایشان همانند سپر می باشد (منظور مغولها هستند که در نهج‌البلاغه ـ خطبه ۱۲۸ ـ از آنها «المجانّ‌ المطرّقه» یعنی: سپرهای چکش خورده، تعبیر شده است).
۵٫ بصره خراب گردد.
در این موقع قائم ما از فرزندان امام حسین (علیه السلام) قیام می کند.
از امام امیرالمؤمنین و نیز از حضرت صادق و حضرت باقر (علیهم السلام) نقل شده است که فرموده اند:
ویحاً للطّالقان فانّ لله فیها کنوزاً‌لیست من ذهب ولا فضّه ولکن بها رجال عرفوا الله حقّ معرفته وهم انصار المهدیّ فی آخرالزّمان.(۷)
خوشا به حال مردم طالقان که در اجتماع و منطقه آنان برای خداوند متعال گنجهایی است که از طلا و نقره نیست، امّا مردانی هستند که به درستی خداوند را شناخته اند و اینان از یاوران حضرت مهدی روحی له الفداء در آخرالزّمان هستند (به راستی خوشا به حال آنها).

حضرت امام امیرالمؤمنین و وسایل نقلیّه زمان حکومت حضرت مهدی علیهما السلام

امام امیرالمؤمنین (علیه السلام) درباره وسایل نقلیه دوران جهانگیری حضرت بقیّه‌الله روحی له الفداء چنین می فرماید:
ثم یأمر المهدی بانشاء مراکب یبنی اربعمائه سفینه فی ساحل عکّا ویوافی المهدی طرطوس فیفتحها و یتقدّم الی انطاکّیه فیفتحها ویهاجم القسطنطنیه فیفتحها و یتوجه الی بلاد الرّوم فیفتح رومیّه مع اصحابه.(۸)
آنگاه حضرت مهدی (علیه السلام) امر می فرمایند مرکبهای سواری بسازند و در کرانه عکّا چهارصد کشتی ساخته می شود و به طرف طرطوس به حرکت درمی آیند و آنجا را فتح می کنند و از طرطوس(۹) به سمت انطاکّیه می روند، آنجا را هم فتح می کند و از انطاکّیه به طرف قسطنطنیّه(۱۰) هجوم می آورد، آن سرزمین را هم فتح می کند و به جانب بلاد روم (کشورهای غربی) حرکت می کند و همه آن کشورها را مسخّر می نماید (اللهمّ عجّل فرجه).
امیرالمؤمنین (علیه السلام) به تشریف‌فرمایی حضرت عیسی بن مریم علی نبینا وآله و علیه السلام در روزهای اول ظهور اشاره می فرمایند، آن هم در بیت المقدّس روز جمعه:
ثم انّ‌ المهدی یرجع الی بیت المقدس فیصلّی بالنّاس ایّاماً فاذا کان یوم الجمعه وقد اقیمت الصّلوه ینزل عیسی بن مریم فی تلک السّاعه من السّماء و علیه ثوبان احرمان کانما یقطر من رأسه الدّهن و هو رجل صبیح المنظر والوجه اشبه الخلق بابراهیم فیأنی المهدیّ و یصافحه و یبشّره بالنّصر فعند ذلک یقول له المهدی تقدّم یا روح الله وصلّ بالنّاس فیقول عیسی بل الصّلواه لک یا ابن رسول الله فعند ذلک یؤذّن عیسی و یصلّی خلف المهدیّ.(۱۱)
مهدی ما به جانب بیت المقدّس برمی گردد و چند روزی در آنجا با مردم نماز می خواند تا روز جمعه می رسد و مردم آماده نماز هستند که ناگهان حضرت عیسی بن مردم در همین ساعت از آسمان به زیر می آید، درحالتی که دو لباس قرمز به تن دارد و قطرات عرق از سر و صورتش مانند قطرات روغن می ریزد. مردی زیبا و خوش اندم است که شبیه‌ترین مردم به حضرت خلیل الرّحمن (علیه السلام) است پیش می آید و با حضرت بقیّه‌الله مصافحه می کند و بشارت به فتح و پیروزی می دهد. در این موقع حضرت مهدی (علیه السلام) تعارف می فرماید به حضرت عیسی که جلو بایستید و با مردم نماز بخوانید. حضرت عیسی می فرماید: ای فرزند رسول خدا! «بل الصّلوه لک». کنایه از اینکه پیشوایی دیگر مخصوص به شماست. در این موقع حضرت عیسی اذان می گوید و حضرت بقیّه‌الله ارواحنا له الفداء جلو می ایستد و جناب عیسی (علیه السلام) به آن حضرت اقتدا می کند (اللهمّ عجّل فرجه).

امام امیرالمؤمنین (علیه السلام) و نشانه های پیش از قیام

امام صادق (علیه السلام) از وجود مقدّس حضرت امیرالمؤمنین سلام الله علیها روایت می کند که آن سرور فرمودند:
قال امیرالمؤمنین علیه السلام لیأنین علی النسا زمان یظرف فیه الفاجر و یقرّب فیه الماجن و یضعّف فیه المنصف قال فقیل له متی ذالک یا امیرالمؤمنین فقال (اذ أتّخذت الامانه مغنماً والزّکاه مغرماً والعباده استطاله والصّله منّاً قال فقیل له متی ذلک یا امیرالمؤمنین فقال (علیه السلام)) اذا تسلّطن النّساء و سلّطن الاماء وأمّر الصّبیان.(۱۲)
مسلّماً زمانی بر مردم خواهد آمد که افراد فاجر و گناهکار را مورد احترام خاصّ قرار می دهند، سخن‌چین و بدزبان را مقرّب خود می سازند و افراد باانصاف را ضعیف و ناتوان می شمارند. عرض کردند: یا امیرالمؤمنین! کی خواهد شد؟ فرمودند: (هر وقت دیدید امانت را غنیمت می شمارند (خیانت به امانت می کنند)، دادن زکات را بر خود زیان و غرامت می پندارند، عبادت را بار و سنگینی بر دوش خود می دانند و صله کردن را با منّت انجام می دهند. عرض کردند: یا امیرالمؤمنین! کی خواهد شد؟ فرمودند:) هرگاه دیدید زنان تسلّط پیدا کردند (بر امور اجتماعی و سیاسی و غیره) و نیز هر وقت دیدید که اماء و کنیزان استیلا یافتند و نوجوانان به زمامداری رسیدند.
خواننده ‌عزیز! اگر دقّت کنید تمام این علامتها در اجتماع ما در ابعاد مختلف دیده می شود.

پی نوشتها :

۱٫ روضه کافی، ج ۲ / ص ۳۵۹ ـ ۳۶۲٫
۲٫ روزگار رهایی، ص ۴۵۹٫
۳٫ توبه / ۳۳٫
۴٫ روزگار رهایی، ص ۴۶۱٫
۵٫ همان مأخذ و صفحه.
۶٫ بحارالانوار، ج ۵۲ / ص ۲۷۵٫
۷٫ روزگار رهایی، ص ۴۲۹٫
۸٫ همان مأخذ، ص ۴۷۱٫
۹٫ طرطوس از شهرهای بندی سوریّه است.
۱۰٫ استانبول فعلی.
۱۱٫ روزگار رهایی، ص ۵۵۴٫
۱۲٫ بحارالانوار، ج ۵۲ / ص ۲۶۵٫

منبع: نشانه های ظهور او
محمد خادمی شیرازی

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید