منشور محبت و معرفت (۵) قسمت اول

منشور محبت و معرفت (۵)

قسمت اول

محبت کافران و منافقان به پیشوایان باطل

خداوند تبارک و تعالی در قرآن کریم می فرماید:
وَمِنَ النَّاسِ مَن یَتَّخِذُ مِن دُونِ اللّهِ أَندَاداً یُحِبُّونَهُمْ کَحُبِّ اللّهِ وَالَّذِینَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبًّا لِّلّهِ وَلَوْ یَرَی الَّذِینَ ظَلَمُواْ إِذْ یَرَوْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّهَ لِلّهِ جَمِیعاً وَأَنَّ اللّهَ شَدِیدُ الْعَذَابِ. إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِینَ اتُّبِعُواْ مِنَ الَّذِینَ اتَّبَعُواْ وَرَأَوُاْ الْعَذَابَ وَتَقَطَّعَتْ بِهِمُ الأَسْبَابُ. وَقَالَ الَّذِینَ اتَّبَعُواْ لَوْ أَنَّ لَنَا کَرَّهً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ کَمَا تَبَرَّؤُواْ مِنَّا کَذَلِکَ یُرِیهِمُ اللّهُ أَعْمَالَهُمْ حَسَرَاتٍ عَلَیْهِمْ وَمَا هُم بِخَارِجِینَ مِنَ النَّارِ.۱
ترجمه آیات این است که بعضی از مردم، برای خدا همتایانی می گیرند و آن ها را همانند خدا دوست می دارند؛ اما مؤمنان، عشقشان به خدا بیش تر از هر چیزی است. کسانی که ستم می کنند و معبودی غیر از خدا را برمی گزینند، هنگامی که عذاب را ببینند، خواهند دانست که نیرو فقط مخصوص خدا است و خدا شدید العذاب و سخت کیفر است. در آن هنگام، پیشوایان از پیروان خود بیزاری می جویند؛ کیفرالاهی را مشاهده می کنند و پیوندهایشان از هم گسسته و دستشان از همه جا کوتاه می شود. پیروان در آن هنگام می گویند: « ای کاش ما هم بازگشتی می داشتیم تا از رهبران گمراهمان بیزاری می جستیم؛ چنان که آن ها امروز از ما بیزاری جستند». بدین ترتیب، خدا اعمال ایشان را به صورت حسرت زایی به آن ها نمایش می دهد و آن ها از آتش خارج شدنی نیستند.
این آیات شریف که پس از آیات توحیدی۲ قرار گرفته اند به کسانی اشاره می فرماید که از راه درست منحرف شده و به معبودهای دیگری گرایش یافته اند. ممکن است به نظر برسد منظور از «اتخاذ انداد» این است که کافران، کسانی را در زمین به صورت شریک در آفرینش اتخاذ می کنند؛ ولی با توجه به آیات بعدی، روشن می شود که این آیات هم مثل آیات پیشین و بیش تر آیات توحیدی قرآن، در مقام بیان توحید در خالقیت نیست؛ بلکه در مقام بیان توحید در ربوبیت تشریعی و تکوینی و توحید در الوهیت است. پس منظور از شرک و اتخاذ اندادی که در این آیات ذکر شده، این است که بعضی از مردم، در مقام پرستش و اطاعت، کسانی را همتای خدا می شمرند و به آن ها به گونه ای علاقه مند می شوند که باید به خدا علاقه داشته باشند. در مقابلِ این گروه،‌ محبت مؤمنان به خدا شدیدتر از هر چیز است. میان مشرکان، دسته ای پیرو دسته دیگر پیشوا، و هر دو اهلِ ستم بوده، و از حدّ خودشان تجاوز کرده اند.

معبودهای دروغین در آخرالزمان

محبت و پرستش غیر خدا، به حسب اوضاع گوناگون زمانی و مکانی، در معبودهای مختلف تنزّل می یابد. در عصر ما که دوران آخرالزمان است، مسائل از صورت فردی به صورت اجتماعی درآمده است و اگر پیش تر، فرد پرستیده می شد، امروز جامعه و فرهنگ پرستیده می شود.
روحیه خود کم بینی در بسیاری از کشورهای عقب مانده به این دلیل است که کشورهای غربی را از خود برتر می شمرند و خود را از نظر فکری، عملی، صنعتی و قدرتی، با آن ها قابل مقایسه نمی دانند؛ از این روی هر چه آنان بگویند، بی چون و چرا می پذیرند؛ قوانین آن ها را قوانین آرمانی می دانند؛ تزهایی را که آنان ارائه می دهند، بدون چون و چرا می پذیرند، و مسلک ها و روش های آن ها را به سرعت قبول می کنند. این اطاعت کورکورانه نیز نوعی پرستش و اتخاذ انداد است با این تفاوت که گاهی اتخاذانداد، با چوب و سنگ، گاهی با جن و ملائکه، گاهی با انسان، و گاهی با جامعه و فرهنگ خاص است. آیا این عمل مسلمانان درست است: إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ؛ ۳ شرک به خدا، ظلم بسیار بزرگی است. روزی خواهد آمد که تمام اعمال، فعالیت ها و کوشش های رهبران و پیروان برایشان حسرت شود و دریابند که زحمات و رنج هایشان برای رسیدن به سعادت، همه در راه شقاوتشان بوده است. در چنین روزی هر دو دسته از یکدیگر برائت می جویند. رهبران، پیروان خویش را رها کرده، از آن ها می گریزند، و پیروان نیز که به شدت خشمگین شده اند، چون می بینند که آن عالم، جای بیزاری جُستن نیست. می گویند: «ای کاش ما به دنیا برمی گشتیم تا در آن جا از آنها تبرّی و بیزاری جوییم». سرانجام، هر دو گروه در آتش هستند و هیچ کدام از آتش خارج نخواهد شد. آیا کسانی که خود را با کافران اروپا و امریکا همرنگ می کنند؛ مُدی را که آنان پدید می آورند، بدون چون و چرا می پذیرند؛ قوانینی را که ایشان وضع می کنند، بدون هیچ مخالفتی قبول می کنند و شیفته مکتب های سیاسی آنان را می شوند، با کسی که فرعون را خدا می دانست، تفاوتی دارند؟! وقتی به این افراد اعتراض می شود، می گویند: حق آن است که غربی ها می گویند. چیزهایی که در قرآن آمده است، به مراحل خاصّی از تاریخ مربوط می شود و به عصر حاضر ربطی ندارد. اینان، مصادیق همین آیه شریفند که وَمِنَ النَّاسِ مَن یَتَّخِذُ مِن دُونِ اللّهِ أَندَاداً یُحِبُّونَهُمْ کَحُبِّ اللّهِ… .۴
رابطه اتخاذ انداد، همان رابطه اتباع و تبعیت است. وقتی پیروان عذاب خدا را می بینند، از پیشوایان خویش بیزاری می جویند. هنگامی که روز قیامت دیدند سرنوشت آن ها عذاب ابدی است،‌هر چه پیروان از آن ها می پرسند که تکلیف ما چه شد؛ ما عمری را برای شما هورا کشیدیم و کف زدیم و مجسمه های شما را درست کردیم؛ عکستان را بوسیدیم، و بر دیوارها زدیم، جزای کارِ ما چه می شود، پیشوایان به آنان پاسخ می دهند که خودمان از سرنوشتمان خبر نداشتیم. در این هنگام است که پیوندها گسسته می شود و رابطه رهبری و پیروان از بین می رود.
در آن روز، ابتدا پیشوایان کفر و ضلالت را، سپس پیروان آن ها را به جهنم می برند: یَقْدُمُ قَوْمَهُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ فَأَوْرَدَهُمُ النَّارَ وَبِئْسَ الْوِرْدُ الْمَوْرُودُ.۵ پیروان آنان، به علت منافع و سعادت خویش، رهبران خود را می پرستیدند تا آنان باری را از دوششان بردارند. اگر این رهبران، در دنیا کارهایی برای پیروانشان کرده اند. این فقط برای آزمایش خدا بوده و به اذن خدا این اختیار به رهبران آنان واگذار شده است؛ ولی در آخرت می فهمند که اشتباه بزرگی را مرتکب شده اند.
در این آیات، اسم عذاب، سه بار پشت سر هم تکرار شده است که یکی از آن ها شدیدالعذاب بودن خدا را بیان می کند. پیروی نکردن از خدا و دستورهای او، انسان را از سعادت محروم و به عذاب ابدی مبتلا می کند. ضرر این کار فقط محرومیت از سعادت دنیایی نیست؛ بلکه عذاب شدید آخرتی را به دنبال دارد.
نکته دیگر این است که وقتی پیروان، حقیقت پیروی خویش را که عذاب و قهرالاهی است می بینند، می گویند: ای کاش ما به دنیا باز می گشتیم تا از رهبران خود تبرّی بجوییم! روز قیامت صحنه عجیبی است. کسی که یک عمر به دنبال کسی رفته تا او را سعادتمند کند، به عذاب ابدی دچار می شود. من در این جا نمی توانم مثال های عینی بزنم؛ اما می توانید این نمونه را در ذهنتان تصور کنید: کسی به عشق یک نفر، عمری زحمت می کشد و زندگی می کند؛ برای او پول فراهم می آورد و خرج می کند؛ شب ها با یاد او به خواب می رود و روزها با یاد او از خواب بیدار می شود؛ در محل کار، با دوستانش درباره او صحبت می کند و می کوشد تا پیرو و همفکری مثل خودش برای او بیابد؛ از مسلک او پیروی می کند؛ تمام دارایی خود را در راه هدف های او به کار می گیرد؛ عمری او را می پرستد و فقط اسم خدا را روی او نمی گذارد تا این که ناگهان جریان عوض می شود و از یک نشئه به نشئه ای دیگر می رود. وقتی آن شخص از جهان مادی چشم می بندد، نگاهش به جهان آخرت باز، و آن جا متوجه می شود عمری را که در آن، به کسِ دیگر غیر از خدا دل بسته و از او اطاعت کرده، با ضرر خسران تباه کرده است: کذلک یریهم الله أعمالهم حسرات علیهم. آن وقت است که بسیار حسرت می خورد و بیزاری جستن از او را آرزو می کند.

پی نوشت ها:

۱٫بقره (۲)،‌۱۶۵-۱۶۷٫
۲٫« وَإِلَـهُکُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ لاَّ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِیمُ» بقره (۲)، ۱۶۳٫
۳٫ لقمان (۳۱)، ۱۳٫
۴٫ بقره (۲)، ۱۶۵٫
۵٫ «در روز قیامت، او پیشاپیش قومش خواهد بود و آن ها را به همراه خود وارد آتش می کند و چه ورودگاه بدی است آتشی که بر آن وارد می شوند.» هود (۱۱)، ۹۸٫

مطلب قبلیمنشور محبت و معرفت (۳) قسمت اول
مطلب بعدیمحبت مؤمنان به خدا و اولیای خدا

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید