مقدمه ای بر بحث امام مهدی(ع) در قرآن قسمت اول

مقدمه ای بر بحث امام مهدی(ع) در قرآن

قسمت اول

«معرفت و شناخت» از مسائل اساسی حیات بشری است۱ ؛ چرا که مقدمه حرکت آدمی است و او براساس شناخت خویش از مبدأ و معاد و زندگی و حقیقت و هدف آن، برنامه‌ریزی کرده و بر طبق آن عمل می‌کند. پس از معرفت خداوند ـ به عنوان مبدأ همه موجودات ـ معرفت حجت‌های پروردگار ـ که مظهر اسماء و صفات پروردگار و آینه جمال و جلال الهی‌اند ـ بر همه معارف مقدّم است و حیات معنوی بشر، به همین معرفت وابسته است. در روایات شیعه و سنی۲ آمده است که پیامبر اکرم«صلّی الله علیه و آله و سلّم» فرمود: «مَنْ ماتَ وَ لَمْ یَعْرِف اِمامَ زمانَه ماتَ مِیته جاهلیهً» هر کسی بمیرد در حالی که امام زمان خوش را نشناخته باشد، به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است.
بنابراین، بر همگان واجب است که برای شناخت امام زمان خود، تلاش کنند و از بهترین و مستحکم‌ترین منابع معرفتی بهره گیرند.
برای شناخت امام، منابع گوناگونی وجود دارد که یکی از آنها ادله عقلی است که در اینجا مجال بحث از آن نیست. منبع معرفتی دیگر، روایات است که آن نیز در آینده، مورد بحث قرار خواهد گرفت.
در این گفتار از منبع معرفتی قرآن استفاده می‌شود که اساسی‌ترین منبع برای شناخت انسان از حقایق جهان هستی است. قرآن تنها منبع مطمئنی است که از وحی الهی، سرچشمه گرفته و هیچ گونه انحراف و کجی در آن راه ندارد و مورد اتفاق همه فرقه‌های مسلمین است. امام علی«علیه السّلام» فرمود:
«اِعلَمُوا أَنَّهُ لَیسَ عَلی اَحَدٍ بَعدَ القرآن مِن فاقَهٍ و لا لِاَحَدٍ قَبلَ القرآن مِنْ غنِیَّ فَاسْتَشْفُوه مِن اَدوائِکُمْ و اسْتَعینُوا بِه علی لَأوائِکُم»؛۳ بدانید که هیچ کس را پس از آموختن قرآن، ‌نیازمندی نیست و هیچ کس را پیش از آموختن آن توانگری و بی‌نیازی نیست. پس شفای دردهای خود را از قرآن بخواهید و درگرفتاری‌هایتان از آن کمک بخواهید.
بنابراین بایسته است مسأله معرفت امام از نگاه قرآن کریم مورد بررسی قرار گیرد. پیش از پرداختن به بحث «امام مهدی«علیه السّلام» از منظر قرآن» نکاتی چند باید روشن شود تا جای هیچ گونه شک و شبهه‌ای باقی نماند.

الف. جامعیت قرآن

پیامبر اکرم«صلّی الله علیه و آله و سلّم» خاتم سلسه پیامبران است. مهم‌ترین رخدادی که با ارتحال وجود مقدّس رسول خدا در تاریخ حیات بشری پدید آمد. انقطاع وحی بود. امیرالمؤمنین«علیه السّلام» می‌فرماید:
«… اِنْقطَعَ بِمَوتِکَ ما لایَنْقَطِعُ بِمَوتِ اَحَدٍ»؛۴ ( ای پیامبر!) به واسطه از دست رفتن شما چیزی از بشر قطع گردید (وحی ) که به واسطه مرگ احدی قطع نمی‌شود.
رحلت پیامبر اکرم«صلّی الله علیه و آله و سلّم» ؛ یعنی، پایان رسمی تشریع آسمانی و انقطاع وحی تشریعی و نزول قانون تکامل انسانی. بر این اساس و با توجه به اینکه قرآن و دین اسلام جاودانه و همیشگی است، باید کتاب وحی و قانون از جامعیتی بی‌نظیر برخوردار باشد.
روشن است که اگر بنا باشد دینی جاودانه، باقی بماند، باید کتاب قانون آن برای همه عصرها، جامع و کامل باشد تا بتواند حضور خود را در تمام دور‌های حیات بشری حفظ کند. طبیعی است، اگر کتاب قانون یک دین، از جامعیت برخوردار نباشد، مرور زمان غبار کهنگی و فرسودگی بر تن آن نشانده و آن را به انزوا و شکست می‌کشاند.
سخن از جامعیت قرآن، امری است که مفسران و دانشمندان با استناد به خود قرآن و استفاده از عقل و نقل، آن را طرح کرده‌اند. قرآن مجید در این باره می‌فرماید: ( وَ نَزَّلنا عَلَیکَ الْکتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَیءٍ)،۵ و بر تو (ای پیامبر) نازل کردیم کتابی را که در آن تبین هر چیزی( که در هدایت انسان نقش دارد) صورت گرفته است. براساس این آیه و آیات دیگر قرآن ‌کتاب «تبیان» و«هدایت»۶ است. «تبیان» صفت عام و فراگیر قرآن است ؛ یعنی، کتابی که برای هدایت همه انسان‌ها و همه زمان‌ها نازل شده، بیان «کُلِ شَیء» را عهده‌دار است.
علامه طباطبایی(رضوان الله تعالی علیه) می‌فرماید:
در تبیین آیه گفته‌اند: هنگامی که قرآن برای عموم مردم کتاب هدایت می‌باشد، در نتیجه شأن آن چنین است که ظاهراً مراد از هر چیزی، آنچه که رجوع به هدایت می‌کند می‌باشد. پس در آنچه مردم به آن محتاج هستند – در هدایت یافتن و آگاهی پیدا کردن نسبت به معارف حقیقی و واقعی که متعلق به مبدأ و معاد و اخلاق فاضله می‌شود و…قرآن بیان کننده آن می‌باشد.۷
ایشان نکته‌ای را از این عقیده مفسران استفاده کرده است که اگر قران «تِبْیان کُلِّ شیء»باشد و بخواهد مقاصد خود را از طریق دلالت لفظی بیان کند، انسان صرفاً کلیاتی را از قرآن کریم استفاده می‌کند. علامه می‌فرماید:
اگر روایاتی که (دلالت بر وجود علم ما کان و مایکون و ما هو کائن در قرآن دارند) صحیح باشد، لازم می‌آید که مراد از «تبیان» اعم ازآن چیزی باشد که از طریق دلالت‌های الفاظ به دست می‌آید. پس شاید در اینجا اشاراتی – البته از راهی غیر از دلالت الفاظ- باشد که اسراری را کشف می‌کند که با فهم متعارف، راهی به سوی آنها نیست.
پی نوشت ها:

۱ . ر.ک: شیخ کلینی، کافی، ج ۸، ص ۲۴۷، ح۳۴۷٫
۲ . گرچه در روایات تعابیر متفاوتی آمده، اما همه عهده دار بیان یک معنایند.
۳ . نهج البلاغه، خطبه ۱۷۶٫
۴٫ شیخ مفید، الامالی،ص۱۰۲، ح ۴٫
۵ . ر. ک، جوامع الجامع، ج۱، ص۳۸۳، ذیل آیه ۵۹ سوره انعام.
۶ .ر.ک:سوره بقره (۲)، آیه ۲؛ سوره مائده(۵)، آیه ۴۴؛ سوره آل عمران، (۳) آیه ۱۳۸٫
۷ . المیزان، ج ۱۲، ص۳۲۵٫

انتظار ۳ / امام مهدی علیه السلام در قرآن / مهدی یوسفیان / اصل این کتاب از سایت isfahan.mahdi313.org گرفته شده که در چند قسمت ارائه شده است.

مطلب قبلیقرآن و بشارت موعود
مطلب بعدیمقدمه ای بر بحث امام مهدی (ع) در قرآن قسمت دوم

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید