حضرت امام صادق (علیه السلام) و نشانه های ظهور

حضرت امام صادق (علیه السلام) و نشانه های ظهور

قسمت پنجم

امام صادق (علیه السلام) درباره برنامه های ابتدایی قیام حضرت قائم روحی له الفداء می فرماید:

انّه اول قائم قیوم منّا اهل البیت یحدّثکم بحدیث لا تحتملونه فتخرجون علیه برمیله الدّسکر فتقاتلونه فیقتلکم و هی آخر خارجه تکون.(۱)
امام مهدی (علیه السلام) اولین قائم ما خاندان رسالت است که قیام می کند و به شما سخنی می گوید که تاب تحمّل شنیدن آن را ندارید. از این جهت، در مقابل او در تپّه های دسکره خروج می کنید و با او می جنگید و او شما را طعمه شمشیر خود می سازد. و این آخرین جمعیّتی است که در مقابل حضرت می جنگد.
(دسکره در لغت به معنای قریه بزرگ و دهکده آمده، شاید این حدیث اسم ماکنی در عراق باشد).
امام ششم (علیه السلام) در تأویل آیه «هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَی وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ»(۲) (خدا آن کسی است که پیامبرش را با دین حق فرستاد تا اینکه بر همه ادیان و مداهب غلبه پیدا کند ولو اینکه مشرکان و کافران ناراحت باشند) می فرماید:
والله ما نزل تأویلها بعد ولا ینزل تأویلها حتّی یخرج القائم علیه السالم فاذا خرج القائم علیه السلام لم یبق کافر بالله العظیم ولا مشرک بالامام الا کره خروجه حتّی ان لو کان کافراً او مشرکاً فی بطن صخره لقالت یا مؤمن فی بطنی کافر فاکسرنی واقتله.(۳)
به خدا سوگند هنوز تأویل این آیه نیامده است تا اینکه قائم ما ظهور کند. وقتی که قائم (علیه السلام) ظهور کرد هیچ کافری به خداوند برزگ و هیچ مشرکی نسبت به امام نمی ماند مگر اینکه خروج حضرت مهدی (علیه السلام) را دوست ندارند؛ امّا آنچنان عرصه بر دشمنان خداوند تنگ می شود که اگر کافری یا مشرکی در شکاف کوهی پنهان شده باشد آن کوه فریاد می زند: ای سپاهیان حضرت مهدی! بیایید یک دشمن اینجاست؛ او را بیرون کنید و بکشید.
آری، حکومت امام عصر روحی له الفداء حکومت خداوند است و درباره این حکومت فرموده اند: «ولایمکن الفرار من حکومتک» (هیچ کس نمی تواند از حکومت خداوند بگریزد).

ابان بن تغلب از امام صادق (علیه السلام) روایت می کند که آن حضرت فرمودند:

اوّل من یبایع القائم علیه السلام جبرائیل علیه السلام فینزل فی صوره طیر ابیض فیبایعه ثمّ یضع رجلاً علی البیت الحرام و رجلاً‌ علی المسجد الاقصی و ینادی بصوت طلق ذّلق الخلائق اتی امرالله فلا تستعجلوه.(۴)
اول کسی که با قائم ما بیعت می کند جبرئیل (علیه السلام) است که به صورت پرنده سفیدی از آسمان به زیر می آید و با حضرت بقیّه‌الله روحی له الفداء بیعت می کند. سپس یک پای خود را بر روی بام کعبه می گذارد و پای دیگر را بر روی بام بیت المقدّس. آنگاه فریاد می زند که همه‌ مردم صدایش را می شنوند و می گوید: «امر خدا آمد، در آن شتاب نکنید».
امام ششم (علیه السلام) در ارتباط با روزهای اول ظهور، از امام عصر (علیه السلام) بیانی نقل فرمودند که خلاصه و جان این خطبه به فرمایش علّامه مجلسی چنین است: «من مجموعه ای از کمالات انبیاء و ائمّه معصومین هستم و آنچه سبب شد که مردم از آنها متابعت کنند همه در وجود من جمع شده است». به گفته شاعر آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری. اکنون به متن و ترجمه فرمایش امام صادق (علیه السلام) توجّه فرمایید:
وسیّدنا القائم مسنداً‌ ظهره الی الکعبه و یقول ما معشر الخلائق الا ومن اراد ان ینظر الی ادم وشیث فها اناذا آدم وشیث الا و من اراد ان ینظر الی نوح وولده سام فها اناذا نوح و سام الا ومن اراد ان ینظر الی ابرهیم واسمعیل فها اناذا ابرهیم واسمعیل الا ومن اراد ان ینظر الی عیسی وشمعون فها اناذا عیسی وشمعون الا ومن اراد ان ینظر الی محمّد وامیرالمؤمنین صلوات الله علیهما فها اناذا محمّد وامیرالمؤمنین الا ومن اراد ان ینظر الی الحسن والحسین فها اناذا الحسن والحسین الا ومن اراد ان ینظر الی الائمه من ولد الحسین فها اناذا الأئمّه.(۵)
آقای ما قائم پشت به خانه کعبه می زند و مردم را مخاطب قرار داده، چنین می فرماید: هر کسی بخواهد آدم و شیث را ببیند بیاید مرا ببیند. ای مردم! هر کس بخواهد نوح و پسر او سام را ببیند من نوح و سام هستم. آگاه باشید هر کس بخواهد ابراهیم و اسماعیل را ببیند بیاید مرا ببیند. ای جهانیان! آن کسی که مایل باشد عیسی و شمعون را زیارت کند بداند که من عیسی و شمعون هستم. ای مردم دنیا! اگر کسی بخواهد محمّد و امیرالمؤمنین صلوات الله علیهما را زیارت کند من محمّد و امیرالمؤمنین هستم. ای مردم عالم! هر کسی بخواهد حسن و حسین را زیارت کند بیاید مرا ببیند، من حسن و حسینم. ای مردم! هر کسی بخواهد ائمّه معصومین از فرزندان امام حسین (علیه السلام) را ببیند من همان ائمّه از فرزندان حسین هستم.
خواننده‌ عزیز! تمام صفات و کمالات که در پیامبران و اوصیای آنها جمع شده و همه اوامری که خداوند بزرگ درباره آنها صادر فرموده که وجوب اطاعت از آنها و ترک نافرمانی این ذوات مقدّسه زیربنای آن را تشکیل می دهد، همه‌اینها در وجود مقدّس حضرت بقیّه‌الله ارواحنا له الفداء جمع است و می توان گفت به عنوان مثال وجود عزیزش آیینه ای است که تمام فرستادگان خداوند در آن نمایان اند ـاللّهمّ عجّل فرجه ـ.

عیسی بن اعین از حضرت صادق (علیه السلام) نقل می کند که آن سرور فرمودند:

السّفیانی من المحتوم و خروجه فی رجب و من اوّل خروجه الی آخره خمسه عشر شهراً، ستّه اشهر یقاتل فیها فاذا ملک الکور الخمس ملک تسعه اشهر لایزید علیها یوماً.(۶)
خروج سفیانی از حتمیّات است (باید واقع شود) و تمام مدّت خروجش بیش از پانزده ماه نخواهد بود که شش ماه آن را می جنگد و چون بر پنج ایالت فرمانروایی پیدا کرد نه ماه بدون یک روز زیادتر حکومت می کند.
گفته شده است که پنج ایالت عبارتند از: دمشق، فلسطین، اردن، حمص و حلب.

عبدالله سنان از حضرت صادق (علیه السلام) حدیث می کند که آن حضرت فرمودند:

النّداء من المحتوم والسّفیانی من المحتوم وقتل النّفس الزّکیّه من المحتوم وکفّ تطلع من السّماء من المحتوم وقال فزعه فی شهر رمضان توقظ النّائم و تفزع الیقظان و تخرج التفاه من خدرها.(۷)
ندای آسمانی حتمی است، خروج سفیانی حتمی است، کشته شدن نفس زکیّه حتمی است، پیدا شدن دستی در آسمان حتمی است و ترس و فزعی در ماه مبارک رمضان پیش می آید که افراد خوابیده را بیدار کند، آنهایی که بیدارند به فزع درآیند و دختران از پس پرده بیرون بیایند (البتّه از ترس).

امام صادق (علیه السلام) به معلّی بن خنیس که از اصحاب آن حضرت است فرمودند:

انّ‌امر السّفیانیّ من الامر المحتوم و خروجه فی رجبٍ.(۸)
خروج سفیانی از اموری است که حتماً‌ باید قبل از ظهور واقع گردد و خروج او در ماه رجب است.

امام ششم (علیه السلام) می فرمایند:

للقائم علیه السلام خمس علامات السّفیانیّ والیمانیّ والصّحیه من السّماء وقتل النّفس الزّکیّه والخسف بالبیداء.(۹)

برای قائم ما پنج نشانه است:

۱٫ خروج سفیانی
۲٫ خروج یمانی
۳٫ صیحه آسمانی
۴٫ کشته شدن نفس زکیّه
۵٫ فرورفتن لشکر سفیانی در زمین بیداء.

حمران بن اعین از امام ششم (علیه السلام) حدیث کرده است که آن بزرگوار فرمودند:

از علائمی که حتماً‌ باید پیش از ظهور حضرت ولیّ عصر ارواحنا له الفداء در خارج محقّق شود خروج سفیانی و فرورفتن در زمین بیداء و کشته شدن نفس زکیّه و ندای آسمانی است.

زراره بن اعین می گوید: از حضرت امام (علیه السلام) شنیدم که می فرمایند:

ینادی مناد من السّماء انّ‌ فلاناً هو الامیر وینادی مناد «انّ‌ علیاً وشیعته هم الفائزون» قلت فمن یقاتل المهدی علیه السالم بعد هذا فقال علیه السلام انّ الشّیطان ینادی «انّ‌ فلاناً‌و شیعته هم الفائزون» یعنی رجلاً من بنی امیّه قلت فمن یعرف الصّادق من الکاذب قال علیه السلام یعرفه الّدین کانوا یروون حدیثنا و یقولون انّه یکون قبل ان یکون ویعلمون انّهم هم المحقون الصّادقون.(۱۰)
منادی از آسمان فریاد می زد به اینکه فلان (حضرت مهدی روحی له الفداء) امیر بر مردم است و نیز منادی از آسمان می گوید که علی (علیه السلام) و شیعیانش رستگارند. گفتم: پس از این دو ندای آسمانی دیگر چه کسی با حضرت مهدی (علیه السلام) جنگ می کند؟ امام صادق (علیه السلام) فرمودند: بعد از این دو ندا شیطان فریاد می زند که فلانی و پیروانش رستگارانند. منظور از فلانی یعنی مردی از بنی امیّه. عرض کردم: چگونه راستگو از دروغگو تمیز داده می شود؟ (بین این دو برنامه چگونه می توان حق را شناخت؟). فرمودند: آنهایی که احادیث ما خاندان رسالت را خوانده اند، می دانند و می گویند از پیش به ما گفته شده که حق با صیحه اول و برنامه‌ اول است و صدای دیگر صدای شیطان است و نباید از آن پیروی کرد.

مرحوم شیخ صدوق رضوان الله علیه از عبدالله بن عجلان نقل می کند که ایشان فرمودند:

ذکرنا خروج القائم علیه السلام عند ابی عبدالله فقلت له کیف لنا ان نعلم ذلک فقال یصبح احدکم و تحت رأسه صحیفه علیها مکتوب طاعه معروفه.(۱۱)
در خدمت امام صادق (علیه السلام) شرفیاب بودیم، سخن از خروج حضرت قائم (علیه السلام) به میان آمد. عرض شد: ما چگونه از روز قیام آگاهی پیدا کنیم؟ فرمودند: سر از خواب برمی دارد کسی از شما در حالی که می بیند ورقه ای زیر سر او گذاشته اند و روی آن نوشته شده «طاعه معروفه».

عبدالله بن سنان می گوید:

کنت عند ابی عبدالله علیه السلام فسمعت رجلاً‌ من همدان یقول له انّ هؤلاء العامّه یعیّرونا و یقولون لنا انّکم تزعمون انّ منادیاً‌ ینادی من السّماء باسم صاحب هذا الامر و کان علیه السلام متّکأ فغضب وجلس. ثمّ قال لاترووه عنّی وارووه عن أبی ولا حرج علیکم فی ذلک اشهد انّی قد سمعت ابی علیه السلام یقول والله انّ ذلک فی کتاب الله عزّوجلّ لبین حیث یقول «ان نشأ ننزّل علیهم من السّماء آیه فظلّت اعناقهم لها خاضعین» فلا یبقی فی الارض یومئذ احد الا خضع و ذلّت رقبته لها فیؤمن اهل الارض اذا سمعوا الصّوت من السّماء الا انّ‌ الحقّ فی علیّ بن ابی طالب علیه السلام وشیعته قال فاذا کان من الغد صعد ابلیس فی الهواء حتّی یتواری عن الارض ثمّ ینادی الا انّ‌ الحقّ فی عثمان بن عفّان وشیعته فانّه قتل مظلوماً ‌فاطلبوا بدمه قال علیه السلام فیثبّت الله الّذین آمنوا بالقول الثّابت عل الحقّ‌ وهو النّداء الاوّل ویرتاب یومئذٍ الّذین فی قلوبهم مرض، والمرض والله عداوتنا فعند ذلک یتبرّؤون منّا ویتناولونا فیقولون انّ‌ المنادی الاوّل سحر من سحر الو (هذا) البیت.(۱۲)
در خدمت حضرت صادق (علیه السلام) بودم، شنیدم مردی از اهل همدان به آن حضرت عرض کرد: دشمنان شما ما را سرزنش می کنند و می گویند شما گمان می کنید که منادی از آسمان به نام صاحب این امر (ولایت) صدا می زند؟ امام (علیه السلام) همانگونه که تکیه داده بودند نشستند درحالی که آثار غضب از چهره مبارکشان نمایان بود. فرمودند: این مطلب را از من روایت نکنید بلکه از پدرم روایت کنید. به خدا قسم، شنیدم پدرم می فرمود این مطلب (صیحه آسمانی) در قرآن خداوند است آنجایی که می فرماید «اگر ما بخواهیم، از آسمان آیت قهر نازل گردانیم که همه به جبر گردن زیر بار ایمان فرو آورند».(۱۳) در آن روز در سرتاسر کره زمین نمی ماند کسی مگر اینکه در مقابل این صیحه به زانو درمی آید و گردنها کج می شوند. پس، وقتی که صیحه آسمانی بلند شد و حجّت خداوند (حضرت مهدی روحی له الفداء) را معرّفی کردند تمام ساکنان کره‌ زمین ایمان می آورند. مضمون صدا این است که ای مردم دنیا! آگاه باشید که حق با علیّ بن ابی‌طالب (علیه السلام) و پیروان اوست. فردای آن روز شیطان در میان زمین و آسمان فریاد می زند که حق با عثمان بن عفّان و پیروان اوست؛ او مظلوم کشته شده است؛ پس انتقام خون او را بگیرید. آنگاه خداوند دوستان ما را را برای ندای اول ثابت قدم می دارد (به دوستی امیرالمؤمنین (علیه السلام) و فرزندانش)، امّا انهایی که دارای قلبهای بیمار هستند و در وادی هلاکت سقوط خواهند کرد. و به پروردگار سوگند که امراض قلبی آنها غیر از دشمنی ما اهل بیت چیز دیگری نخواهد بود و می گویند صدای اول از سحر و جادوهای این خانواده بود (اهل بیت عصمت و طهارت سلام الله علیهم اجمعین).

سدیر از امام صادق (علیه السلام) حدیث می کند که آن حضرت فرمودند:

یا سدیر الزم بیتک وکن حلساً من احلاسه واسکن ماسکن اللیل والنّهار فاذا بلغ انّ‌ السّفیانیّ قد خرج فارحل الینا ولو علی رجلک قلت جعلت فداک هل قبل ذلک شیء قال نعم واشار بیده بثلاث اصابعه الی الشّام وقال ثلاث رایات رایته حسنیه ورایه امویّه ورایه قیسیّه فبیناهم (علی ذلک) اذقد خرج السّفیانیّ فیحصدهم حصد الزّرع ما رأیت مثله قطّ.(۱۴)
ای سدیر! در خانه خودت قرار بگیر و مانند فرش منزل باش و ساکت بمان تا وقتی که سفیانی خروج می کند. به مجرّد رسیدن خبر خروج سفیانی فوراً به سوی ما (مهدی ما) حرکت کن اگرچه با پای پیاده باشد. عرض کردم: آیا پیش از این جریان نشانه ای هست که دلیل بر تحقّق خروج سفیانی باشد؟ فرموند: آری. و با سه انگشت اشاره به شام فرمودند و توضیح دادند که سه پرچم در اهتزاز می آید:
۱٫ پرچم حسنیّه
۲٫ پرچم امویّه
۳٫ پرچم قیسیّه
در همین اثنا سفیانی خروج می کند و پیروان هر سه پرچم را مانند محصولات زراعی درو می کند و به کشتاری دست می زند که مانند آن هیچگاه ندیده‌ای.

امام صادق (علیه السلام) فرمودند:

خروج الثلاثه الخراسانیّ والسّفیانیّ والیمانی فی سنه واحده فی شهر واحد فی یوم واحد ولیس فیها رایه باهدی من رایه الیمانی یهدی الی الحقّ.(۱۵)
خروج خراسانی و سفیانی و یمانی هر سه در یک سال و در یک ماه و در یک روز است؛ امّا هیچ پرچمی هدایتگرتر از پرچم یمانی نیست. آری، مردم را دعوت به حق می کند.

ابان بن تغلب از حضرت صادق (علیه السلام) روایت می کن که فرمودند:

سیئاتی فی مسجدکم ثلاثمائه وثلاثه عشر رجلاً یعنی مسجد مکّه یعلم اهل مکّه انّه لم یلد (هم) آباؤهم ولا اجدادهم علیهم السّیوف مکتوب علی کلّ سیفٍ. کلمه تفتح الف کلمه فیبعث الله تبارک و تعالی ریحاً فتنادی بکلّ واد هذا المهدیّ یقضی بقضاء داود وسلیمان علیهما السلام لایرید علیه البیّنه.(۱۶)
زود باشد که در مسجد شما (مکّه معظّمه) سیصد و سیزده نفر اجتماع می کنند. مردم مکّه می دانند که ایناه در مکّه متولّد نشده اند. شمشیرهایی به دست دارند و روی لبه هر شمشیر جمله ای نوشته شده است که هزار کلمه از آن گرفته می شود (در این جمله از روایت سرّی از اسرار بزرگ ولایت نهفته است که در ظهور معلوم می شود). خداوند تبارک و تعالی بادی را مأمور می کند که در تمام دنیا فریاد بزند: ای مردم جهان! این است مهدی آل محمّد (صل الله علیه و آله وسلم) که داوری می کند مانند سلیمان و داود (علیهما السلام) و احتیاج به دلیل و برهان ندارد (قضاوت آن حضرت براساس واقع است).

پی نوشتها :

۱٫ همان مأخذ، ص ۵۱۶٫
۲٫ توبه / ۳۳٫
۳٫ کمال‌الدّین صدوق، ج ۲ / ص ۳۸۷ (چاپ جدید، ص ۶۷۰، ح ۱۶).
۴٫ روزگار رهایی، ج ۱ / ص ۵۰۶٫
۵٫ الامام المهدی علیه الاسلام من المهد الظّهور، ص ۵۱۶٫
۶٫ اثباه الهداه، ج ۷ ؟ ص ۴۳۰٫
۷٫ همان مأخذ، ص ۴۲۳٫
۸٫ همان مأخذ، ص ۳۹۶٫
۹٫ مکیال المکارم، ج ۲ / ص ۱۸۵٫
۱۰٫ همان مأخذ، ص ۱۸۸٫
۱۱٫ همان مأخذ، ص ۱۸۹٫
۱۲٫ همان مأخذ، ص ۱۸۷٫
۱۳٫ شعرا / ۴٫
۱۴٫ بحارالانوار، ج ۵۲ / ص ۲۷۰ و ۲۷۱٫
۱۵٫ همان مأخذ، ص ۲۱۰٫
۱۶٫ همان مأخذ، ص ۲۸۶٫

منبع: نشانه های ظهور او
محمد خادمی شیرازی

مطلب قبلیحضرت امام صادق (علیه السلام) و نشانه های ظهور قسمت سوم
مطلب بعدیحضرت امام محمّد باقر (علیه السلام) و نشانه های ظهور قسمت اول

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید