اعتقادات در کلام امام(علیه السلام)

اعتقادات در کلام امام(علیه السلام)

آثار دوستی با حضرت علی(علیه السلام)

جعفر الفزاریّ عن محمّد بن جعفر بن عبدالله عن أبی نعیم محمّد بن أحمد الأنصاریّ قال وجّه قوم من المفوّضه والمقصّره کامل بن إبراهیم المدنیّ إلی أبی محمّد(علیه السلام) قال کامل فقلت فی نفسی أسأله لا یدخل الجنّه إلّا من عرف معرفتی و قال بمقالتی قال فلمّا دخلت علی سیّدی أبی محمّد(علیه السلام) نظرت إلی ثیاب بیاض ناعمه علیه فقلت فی نفسی ولیّ الله و حجّته یلبس النّاعم من الثّیاب و یأمرنا نحن بمواساه الإخوان و ینهانا عن لبس مثله فقال متبسّماً یا کامل و حسر ذراعیه فإذا مسح أسود خشن علی جلده فقال هذا لله و هذا لکم فسلّمت و جلست إلی باب علیه ستر مرخّی فجاءت الرّیح فکشفت طرفه فإذا أنا بفتّی کأنّه فلقه قمر من أبناء أربع سنین أو مثلها فقال لی یا کامل بن إبراهیم فاقشعررت من ذلک و ألهمت أن قلت لبّیک یا سیّدی فقال جئت إلی ولیّ الله و حجّته و بابه تسأله هل یدخل الجنّه إلّا من عرف معرفتک و قال بمقالتک فقلت إی والله قال إذن والله یقلّ داخلها والله إنّه لیدخلها قوم یقال لهم الحقّیّه قلت یا سیّدی و من هم قال قوم من حبّهم لعلیّ(علیه السلام) یحلفون بحقّه و لا یدرون ما حقّه و فضله ثمّ سکت صلوات الله علیه عنّی ساعهً ثمّ قال وجئت تسأله عن مقاله المفوّضه کذبوا بل قلوبنا أوعیه لمشیّه الله فإذا شاء شئنا والله یقول و ما تشاؤن إلّا أن یشاء الله ثمّ رجع السّتر إلی حالته فلم أستطع کشفه فنظر إلیّ أبو محمّد(علیه السلام) متبسّماً فقال یا کامل ما جلوسک قد أنبأک بحاجتک الحجّه من بعدی فقمت و خرجت و لم أعاینه بعد ذلک.
محمّد بن احمد انصاری می‌گوید: گروهی از مفوّضه و مقصّره کامل بن ابراهیم را، به نمایندگی از طرف خود به حضور امام حسن عسکری(علیه السلام) فرستادند. کامل بن ابراهیم گفت:
پیش خود گفتم: وقتی به حضور امام حسن عسکری(علیه السلام) برسم، علاوه بر پرسش‌های مفوّضه و مقصّره، یک پرسش دیگر هم از آن حضرت می‌پرسم، که آیا به جز کسانی که معرفت به حقّ علی بن ابی طالب(علیه السلام)، داشته باشند، افراد دیگری هم وارد بهشت می‌شوند؟
به حضرت سلام کردم و مقابل دری نشستم که پرده‌‌ای بر آن آویزان بود. در این حال بادی وزید و گوشه بالا رفت، ناگهان نوجوانی را که همچون پاره‌ای از ماه بود و به نظر من، حدود چهار ساله بود دیدم.
آن جوان خطاب به من فرمود:
ای کامل بن ابراهیم!
در این هنگام من به خود لرزیدم و رنگم سرخ شد. امّا گویا که به من الهام شد که فوری گفتم: لبّیک «بله» ای مولای من!
آن حضرت فرمود:
به حضور ولیّ خدا و حجّت خدا آمدی که از او بپرسی؛ آیا به غیر از کسانی که هم عقیده تو هستند و مانند تو در دین سخن می‌گویند و به مولایت علی(علیه السلام) معتقد هستند، شخص دیگری هم به بهشت می‌رود یا خیر؟
گفتم: به خدا قسم آری!
آن حضرت فرمود:
به خدا قسم همان‌هایی که مثل تو اعتقاد داشته باشند، به بهشت می‌روند. به خدا قسم قومی وارد بهشت می‌شوند که معروف به گروه حقّیّه هستند. و غیر از آن‌ها هیچ گروهی به بهشت نمی‌روند.
گفتم: ای مولای من! آن‌ها چه کسانی هستند؟
آن حضرت فرمود:
گروهی هستند که همه محبّت آن‌ها به حضرت علی(علیه السلام) است، به مقام و منزلت او قسم می‌خورند، امّا حقّ او و مقام و منزلت او را نمی‌شناسند.
سپس ساکت شد و چیزی نفرمود. تا این که لحظاتی گذشت که خطاب به من فرمود:
آمدی که در مورد مفوّضه بپرسی. آن‌ها دروغ گفتند که ما همه اختیارات را از خداوند گرفتیم و خدا همه امور را به ما واگذار کرده است. ما هرگز دست خدا را نبستیم، که خود هر کاری خواستیم انجام دهیم، بلکه دل‌های ما ظرف اراده و خواست خداست.
هر زمان که او چیزی را بخواهد، ما همان را اراده می‌کنیم و خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: «و شما چیزی را نمی‌خواهید، مگر این که خدا بخواهد».
پس از آن، پرده به حالت اوّل که آویزان بود برگشت و دیگر نتوانستیم پرده را کنار بزنم و با آن جوان به صحبت ادامه دهم. در این هنگام امام حسن عسکری(علیه السلام) در حالی که لبخند بر لب داشت، خطاب به من فرمود:
ای کامل! چرا نشسته‌ای؟ امام بعد از من، از کار و حاجتت خبر داد و جوابت را گرفتی، پس چرا هنوز نشسته‌ای؟
برخاستم و از منزل خارج شدم و دیگر آن جوان را ندیدم.

حضرت زهرا(علیه السلام)
سوگواری برای حضرت فاطمه(علیه السلام)

در حاشیه کتاب عوالم، مرحوم سیّد عبدالرزّاق مقرم در کتاب وفاه فاطمهالزّهرا(علیه السلام) نقل شده است؛ سیّد باقر فرزند مرحوم آیهالله سیّد محمّد هندی گفت: در شب عید غدیر حضرت مهدی(عج) را در خواب دیدم و مشاهده کردم که آن حضرت غمگین و نالان است.
جلو رفتم و بر آن حضرت سلام کردم و دست‌هایش را بوسیدم و مشاهده کردم که در فکر فرو رفته است. عرض کردم: مولای من! در این ایّام که همه به خاطر عید غدیر خوشحالند، دلیل ناراحتی شما چیست؟
حضرت مهدی(عج) در پاسخ فرمودند:
ذکرت امّی الزّهراء و حزنها ثمّ قال:
لا ترانی اتّخذت لاوعدها *** بعد بیت الاحزان بیت سرور
به یاد مادرم زهرا و اندوهش افتادم. پس از آن شعری را قرائت فرمود: با تأکید می‌گویم، به مقام و منزلت فاطمه زهرا قسم، هرگز نخواهی دید که بعد از بیت الأحزان فاطمه (جایگاه گریه حضرت فاطمه(علیه السلام) در قبرستان بقیع) در جایی به شادی و سرور بپردازم.

تسبیحات حضرت فاطمه زهرا(علیه السلام)

أحمد بن علیّ بن أبی طالب الطّبرسیّ فی الإحتجاج عن محمّد بن عبدالله بن جعفر الحمیریّ عن صاحب الزّمان(عج) أنّه کتب إلیه یسأله عن تسبیح فاطمه(علیه السلام) من سها فجاز التّکبیر أکثر من أربع و ثلاثین هل یرجع إلی أربع و ثلاثین أو یستأنف و إذا سبّح تمام سبعه و ستّین هل یرجع إلی ستّ و ستّین أو یستأنف و ما الّذی یجب فی ذلک فأجاب(علیه السلام) إذا سها فی التّکبیر حتّی تجاوز أربعاً و ثلاثین عاد إلی ثلاث و ثلاثین و یبنی علیها و إذا سها فی التّسبیح فتجاوز سبعاً و ستّین تسبیحه عاد إلی ستّه و ستّین و بنی علیها فإذا جاوز التّحمید مائهً فلا شیء علیه
براساس روایاتی که در متون فقهی موجود است، در فقه شیعه سعی شده است، سخت‌گیری نشود، به خصوص در مستحبّات سخت‌گیری نمی‌شود.
حمیری در مورد تسبیحات حضرت زهرا(علیه السلام) از حضرت مهدی(عج) پرسید:
اگر کسی در موقع گفتن تسبیحات حضرت زهرا(علیه السلام)، ذکر الله‌اکبر را بیش از سی و چهار مرتبه بگوید و بعد از چند ذکر اضافی یادش بیاید، تکلیف چیست؟
آیا در محاسبه با دانه‌‌های تسبیح برمی‌گردد و از دانه سی و چهار به بعد ذکر بعدی (سبحان‌الله) را می‌گوید یا از همان جا سبحان‌الله را می‌گوید و لو کمتر از سی و سه عدد شود؟!
و از سی و چهار به بعد که سبحان‌الله را شروع کرد، فراموش کند و همه شصت و شش عدد باقی مانده را سبحان‌الله بگوید، بعد که یادش آمد، آیا باید برگردد و از شصت و شش به بعد الحمد لله را بگوید، به هر حال در این گونه موارد تکلیف چیست؟
حضرت صاحب الزّمان(عج) در جواب مرقوم فرمودند:
اگر در تسبیحات فاطمه زهرا(علیه السلام) فراموش کند و بیش از سی و چهار مرتبه «الله‌اکبر» بگوید، برمی‌گردد به عدد سی و سه و بنا را بر سی و سه می‌گذارد. و اگر در موقع گفتن «سبحان‌الله» فراموش کند و از عدد شصت و هفت بگذرد، به همان عدد شصت و شش برمی‌گردد و بنا را بر آن می‌گذارد و اگر در موقع گفتن «الحمد لله» از عدد صد تجاوز کند، هر زمان که یادش آمد، گفتن ذکر را قطع می‌کند و برای این فراموشی، انجام کار خاصّی لازم نیست.

امام حسین(علیه السلام)
حضرت مهدی(عج)، خون خواه امام حسین(علیه السلام)

حدّثنی أبی عن ابن أبی عمیر عن ابن مسکان عن أبی عبدالله(علیه السلام) فی قوله «أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ» قال إنّ العامّه یقولون نزلت فی رسول الله لمّا أخرجته قریش من مکّه و إنّما هو القائم(عج) إذا خرج یطلب بدم الحسین و هو قوله نحن أولیاء الدّم و طلّاب الدّیه
امام صادق(علیه السلام) در تفسیر آیه ۳۹ از سوره حج که خداوند می‌فرماید: «به کسانی که جنگ بر آنان تحمیل گردیده است، اجازه جهاد داده شده است، چرا که مورد ستم قرار گرفته‌اند و خدا بر یاری آن‌‌ها تواناست.»
فرمود:
اهل سنّت می‌گویند: این آیه در مورد رسول خدا(ص) نازل شده است و آیه مربوط است به زمانی که قریش، پیامبر اکرم(ص) را از مکّه بیرون کردند.
در حالی که شأن نزول آیه، در مورد قائم آل محمّد(عج) است و آیه مربوط است به زمانی که حضرت مهدی(عج) ظهور می‌کند و به خون‌ خواهی امام حسین(علیه السلام) برمی‌خیزد و این معنای جمله آن حضرت است که:
ما خون خواهان امام حسین(علیه السلام) و طلب کنندگان دیه هستیم.

زیارت امام حسین(علیه السلام) در روز عاشورا

قال الشّیخ المفید قدس الله روحه فی کتاب المزار بعد إیراد الزّیاره الّتی نقلناها من المصباح ما هذا لفظه زیاره أخری فی یوم عاشوراء بروایه أخری إذا أردت زیارته بها فی هذا الیوم فقف علیه(ص) و قل السّلام علی آدم صفوهالله من خلیقته السّلام علی شیث ولیّ الله خیرته السّلام علی إدریس القائم لله بحجّته السّلام علی نوح المجاب فی دعوته السّلام علی هود الممدود من الله بمعونته السّلام علی صالح الّذی توجّه لله بکرامته السّلام علی إبراهیم الّذی حباه الله بخلّته السّلام علی إسماعیل الّذی فداه الله بذبح عظیم من جنّته السّلام علی إسحاق الّذی جعل الله النّبوّه فی ذرّیّته السّلام علی یعقوب الّذی ردّ الله علیه بصره برحمته السّلام علی یوسف الّذی نجّاه الله من الحبّ بعظمته السّلام علی موسی الّذی فلق الله البحر له بقدرته السّلام علی هارون الّذی خصّه الله بنبوّته السّلام علی شعیب الّذی نصره الله علی أمّته السّلام علی داود الّذی تاب الله علیه من خطیئته السّلام علی سلیمان الّذی ذلّت له الجنّ بعزّته السّلام علی أیّوب الّذی شفاه الله من علّته السّلام علی یونس الّذی أنجز الله له مضمون عدته السّلام علی عزیر الّذی أحیاه الله بعد میتته السّلام علی زکریّا الصّابر فی محنته السّلام علی یحیی الّذی أزلفه الله بشهادته السّلام علی عیسی روح الله و کلمته السّلام علی محمّد حبیب اللّه و صفوته السّلام علی أمیرالمؤمنین علیّ بن أبی طالب وصیّ أبیه و خلیفته السّلام علی الحسین الّذی سمحت نفسه بمهجته السّلام علی من أطاع الله فی سرّه و علانیته السّلام علی من جعل الله الشّفاء فی تربته السّلام علی من الإجابه تحت قبّته السّلام علی من الأئمّه من ذرّیّته السّلام علی ابن خاتم الأنبیاء السّلام علی ابن سیّد الأوصیاء السّلام علی ابن فاطمه الزّهراء السّلام علی ابن خدیجه الکبری السّلام علی ابن سدره المنتهی السّلام علی ابن جنّه المأوی السّلام علی ابن زمزم والصّفا السّلام علی المرمّل بالدّماء السّلام علی المهتوک الخباء السّلام علی خامس أصحاب أهل الکساء السّلام علی غریب الغرباء السّلام علی شهید الشّهداء السّلام علی قتیل الأدعیاء السّلام علی ساکن کربلاء السّلام علی من بکته ملائکه السّماء السّلام علی من ذرّیّته الأزکیاء السّلام علی یعسوب الدّین السّلام علی منازل البراهین السّلام علی الأئمّه السّادات السّلام علی الجیوب المضرّجات السّلام علی الشّفاه الذّابلات السّلام علی النّفوس المصطلمات السّلام علی الأرواح المختلسات السّلام علی الأجساد العاریات السّلام علی الجسوم الشّاحبات السّلام علی الدّماء السّلائلات السّلام علی الأعضاء المقطّعات السّلام علی الرّءوس المشالات السّلام علی النّسوه البارزات السّلام علی حجّه ربّ العالمین السّلام علیک و علی آبائک الطّاهرین السّلام علیک و علی أبنائک المستشهدین السّلام علیک و علی ذرّیّتک النّاصرین السّلام علیک و علی الملائکه المضاجعین السّلام علی القتیل المظلوم السّلام علی أخیه المسموم السّلام علی علیّ الکبیر السّلام علی الرّضیع الصّغیر السّلام علی الأبدان السّلیبه السّلام علی العتره القریبه السّلام علی المجدّلین فی الفلوات السّلام علی النّازحین عن الأوطان السّلام علی المجدّلین فی الفلوات السّلام علی النّازحین عن الأوطان السّلام علی المدفونین بلا أکفان السّلام علی الرّءوس المفرّقه عن الأبدان السّلام علی المحتسب الصّابر السّلام علی المظلوم بلا ناصر السّلام علی ساکن التّربه الزّاکیه السّلام علی صاحب القبّه السّامیه السّلام علی من طهّره الجلیل السّلام علی من افتخر به جبرئیل السّلام علی من ناغاه فی المهد میکائیل السّلام علی من نکثت ذمّته السّلام علی من هتکت حرمته السّلام علی من أریق بالظّلم دمه السّلام علی المغسّل بدم الجراح السّلام علی المجرّع بکاسات الرّماح السّلام علی المضام المستباح السّلام علی المنحور فی الوری السّلام علی من دفنه أهل القری السّلام علی المقطوع الوتین السّلام علی المحامی بلا معین السّلام علی الشّیب الخضیب السّلام علی الخدّ التّریب السّلام علی البدن السّلیب السّلام علی الثّغر المقروع بالقضیب السّلام علی الرّأس المرفوع السّلام علی الأجسام العاریه فی الفلوات تنهشها الذّئاب العادیات و تختلف إلیها السّباع الضّاریات السّلام علیک یا مولای و علی الملائکه المرفوفین حول قبّتک الحافّین بتربتک الطّائفین بعرضتک الواردین لزیارتک السّلام علیک فإنّی قصدت إلیک و رجوت الفوز لدیک السّلام علیک سلام العارف بحرمتک المخلص فی ولایتک المتقرّب إلی الله بمحبّتک البریء من أعدائک سلام من قلبه بمصابک مقروح و دمعه عند ذکرک مسفوح سلام المفجوع الحزین الواله المستکین سلام من لو کان معک بالطّفوف لوقاک بنفسه حدّ السّیوف و بذل حشاشته دونک للحتوف و جاهد بین یدیک و نصرک علی من بغی علیک و فداک بروحه و جسده و ماله و ولده و روحه لروحک فداء و أهله لأهلک وقاء فلئن أخّرتنی الّدهور و عاقنی عن نصرک المقدور و لم أکن لمن حاربک محارباً و لمن نصب لک العداوه مناصباً فلأندبنّک صباحاً و مساءً و لأبکینّ لک بدل الدّموع دماً حسرهً علیک و تأسّفاً علی ما دهاک و تلهّفاً حتّی أموت بلوعه المصاب و غصّه الاکتیاب أشهد أنّک قد أقمت الصّلاه و آتیت الزّکاه و أمرت بالمعروف و نهیت عن المنکر والعدوان و أطعت الله و ما عصیته و تمسّکت به و بحبله فأرضیته و خشیته و راقبته و استجبته و سننت السّنن و أطفأت الفتن و دعوت إلی الرّشاد و أوضحت سبل السّداد و جاهدت فی الله حقّ الجهاد و کنت لله طائعاً و لجدّک محمّد ص تابعاً و لقول أبیک سامعاً و إلی وصیّه أخیک مسارعاً و لعماد الدّین رافعاً و للطّغیان قامعاً و للطّغاه مقارعاً و للأمّه ناصحاً و فی غمرات الموت سابحاً و للفسّاق مکافحاً و بحجج الله قائماً و للإسلام والمسلمین راحماً و للحقّ ناصراً و عند البلاء صابراً و للدّین کالئاً و عن حوزته مرامیاً تحوط الهدی و تنصره و تبسط العدل و تنشره و تنصر الدّین و تظهره و تکفّ العابث و تزجره و تأخذ للدّنیّ من الشّریف و تساوی فی الحکم بین القویّ والضّعیف کنت ربیع الأیتام و عصمه الأنام و عزّ الإسلام و معدن الأحکام و حلیف الإنعام سالکاً طرائق جدّک و أبیک مشبّهاً فی الوصیّه لأخیک و فیّ الذّمم رضیّ الشّیم ظاهر الکرم متهجّداً فی الظّلم قویم الطّرائق کریم الخلائق عظیم السّوابق شریف النّسب منیف الحسب رفیع الرّتب کثیر المناقب محمود الضّرائب جزیل المواهب حلیم رشید منیب جواد علیم شدید إمام شهید أوّاه منیب حبیب مهیب کنت للرّسول(ص) ولداً و للقرآن منقداً و للأمّه عضداً و فی الطّاعه مجتهداً حافظاً للعهد والمیثاق ناکباً عن سبل الفسّاق و باذلاً للمجهود طویل الرّکوع والسّجود زاهداً فی الدّنیا زهد الرّاحل عنها ناظراً إلیها بعین المستوحشین منها آمالک عنها مکفوفه و همّتک عن زینتها مصروفه و إلحاظک عن بهجتها مطروفه و رغبتک فی الآخره معروفه حتّی إذا الجور مدّ باعه و أسفر الظّلم قناعه و دعا الغیّ أتباعه و أنت فی حرم جدّک قاطن و للظّالمین مباین جلیس البیت والمحراب معتزل عن اللّذّات والشّهوات تنکر المنکر بقلبک و لسانک علی حسب طاقتک و إمکانک ثمّ اقتضاک العلم للإنکار و لزمک أن تجاهد الفجّار فسرت فی أولادک و أهالیک و شیعتک و موالیک و صدعت بالحقّ والبیّنه و دعوت إلی الله بالحکمه والموعظه الحسنه و أمرت بإقامه الحدود والطّاعه للمعبود و نهیت عن الخبائث والطّغیان و واجهوک بالظّلم والعدوان فجاهدتهم بعد الإیعاز لهم و تأکید الحجّه علیهم فنکثوا ذمامک و بیعتک و أسخطوا ربّک و جدّک و بدءوک بالحرب فثبتّ للطّعن والضّرب و طحنت جنود الفجّار واقتحمت قسطل الغبار مجالداً بذی الفقار کأنّک علیّ المختار فلمّا رأوک ثابت الجأش غیر خائف و لا خاش نصبوا لک غوائل مکرهم و قاتلوک بکیدهم و شرّهم و أمر اللّعین جنوده فمنعوک الماء و وروده و ناجزوک الفتّال و عاجلوک النّزّال و رشقوک بالسّهام والنّبال و بسطوا إلیک أکفّ الاصطلام و لم یرعوا لک دماماً و لا راقبوا فیک أثاماً فی قتلهم أولیاءک و نهبهم رحالک و أنت مقدّم فی الهبوات و محتمل للأذیّات قد عجبت من صبرک ملائکه السّماوات فأحدقوا بک من کلّ الجهات و أثخنوک بالجراح و حالوا بینک و بین الرّواح و لم یبق لک ناصر و أنت محتسب صابر تذبّ عن نسوتک و أولادک حتّی نکسوت عن جوادک فهویت الی الأرض جریحاً تطئوک الخیول بحوافرها أو تعلوک الطّغاه ببواترها قد رشح للموت جبینک واختلفت بالانقباض والانبساط شمالک و یمینک تدیر طرفاً خفیّاً إلی رحلک و بیتک و قد شغلت بنفسک عن ولدک و أهالیک و أسرع فرسک شارداً إلی خیامک قاصداً محمحماً باکیاً فلمّا رأین النّساء جوادک مخزیاً و نظرن سرجک علیه ملویّاً برزن من الخدور ناشرات الشّعور علی الخدود لاطمات للوجوه سافرات و بالعویل داعیات و بعد العزّ مذلّلات و إلی مصرعک مبادرات والشّمر جالس علی صدرک و مولغ سیفه علی نحرک قابض علی شیبتک بیده ذابح لک بمهنّده قد سکنت حواسّک و خفیت أنفاسک و رفع علی القناه رأسک و سبی أهلک کالعبید و صفّدوا فی الحدید فوق أقتاب المطیّات تلفح وجوههم حرّ الهاجرات یساقون فی البراری والفلوات أیدیهم مغلوله إلی الأعناق یطاف بهم فی الأسواق فالویل للعصاه الفسّاق لقد قتلوا بقتلک الإسلام و عطّلوا الصّلاه والصّیام و نقضوا السّنن والأحکام و هدموا قواعد الإیمان و حرّفوا آیات القرآن و هملجوا فی البغی والعدوان لقد أصبح رسول‌الله(ص) موتوراً و عاد کتاب الله عزّوجلّ مهجوراً و غودر الحقّ إذ قهرت مقهوراً و فقد بفقدک التّکبیر والتّهلیل والتّحریم والتّحلیل والتّنزیل والتّأویل و ظهر بعدک التّغییر والتّبدیل والإلحاد والتّعطیل والأهواء والأضالیل والفتن والأباطیل فقام ناعیک عند قبر جدّک الرّسول(ص) فنعاک إلیه بالدّمع الهطول قائلاً یا رسول الله قتل سبطک و فتاک واستبیح أهلک و حماک و سبیت بعدک ذراریک و وقع المحذور بعترتک و ذویک فانزعج الرّسول و بکی قلبه المهول و عزّاه بک الملائکه والأنبیاء و فجعت بک أمّک الزّهراء واختلف جنود الملائکه المقرّبین تعزّی أباک أمیرالمؤمنین و أقیمت لک المأتم فی أعلی علّیّین و لطمت علیک الحور العین و بکت السّماء و سکّانها والجنان و خزّانها والهضاب و أقطارها والبحار و حیتانها والجنان و ولدانها والبیت والمقام والمشعر الحرام والحلّ والإحرام اللّهمّ فبحرمه هذا مکان المنیف صلّ (علی) محمّد و آل محمّد واحشرنی فی زمرتهم و أدخلنی الجنّه بشفاعتهم اللّهمّ إنّی أتوسّل إلیک یا أسرع الحاسبین و یا أکرم الأکرمین و یا أحکم الحاکمین بمحمّد خاتم النّبیّین رسولک إلی العالمین أجمعین و بأخیه وابن عمّه الأنزع البطین العالم المکین علیّ أمیر المؤمنین و بفاطمه سیّده نساء العالمین و بالحسن الزّکیّ عصمه المتّقین و بأبی عبدالله الحسین أکرم المستشهدین و بأولاده المقتولین و بعترته المظلومین و بعلیّ بن الحسین زین العابدین و بمحمّد بن علیّ قبله الأوّابین و جعفر بن محمّد أصدق الصّادقین و موسی بن جعفر مظهر البراهین و علیّ بن موسی ناصر الدّین و محمّد بن علیّ قدوه المهتدین و علیّ بن محمّد أزهد الزّاهدین والحسن بن علیّ وارث المستخلفین والحجّه علی الخلق أجمعین أن تصلّی علی محمّد و آل محمّد الصّادقین الأبرّین آل طه و یس و أن تجعلنی فی القیامه من الآمنین المطمئنّین الفائزین الفرحین المستبشرین اللّهمّ اکتبنی فی المسلّمین و ألحقنی بالصّالحین واجعل لی لسان صدق فی الآخرین وانصرنی علی الباغین واکفنی کید الحاسدین واصرف عنّی مکر الماکرین واقبض عنّی أیدی الظّالمین واجمع بینی و بین السّاده المیامین فی أعلی علّیّین مع الّذین أنعمت علیهم من النّبیّین والصّدّیقین والشّهداء والصّالحین برحمتک یا أرحم الرّاحمین اللّهمّ إنّی أقسم علیک بنبیّک المعصوم و بحکمک المحتوم و نهیک المکتوم و بهذا القبر الملموم الموسّد فی کنفه الإمام المعصوم المقتول المظلوم أن تکشف ما بی من الغموم و تصرف عنّی شرّ القدر المحتوم و تجیرنی من النّار ذات السّموم اللّهمّ جلّلنی بنعمتک و رضّنی بقسمک و تغمّدنی بجودک و کرمک و باعدنی من مکرک و نقمتک اللّهمّ اعصمنی من الزّلل و سدّدنی فی القبول والعمل وافسح لی فی مدّه الأجل و أعفنی من الأوجاع والعلل و بلّغنی بموالیّ و بفضلک أفضل الأمل اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد واقبل توبتی وارحم عبرتی و أقلنی عثرتی و نفّس کربتی واغفرلی خطیئتی و أصلح لی فی ذرّیّتی اللّهمّ لا تدع لی فی هذا المشهد المعظّم والمحلّ المکرّم ذنبا إلّا غفرته و لا عیباً إلّا سترته و لا غمّاً إلّا کشفته و لا رزقاً إلّا بسطته و لا جاهاً إلّا عمرته و لا فساداً إلّا أصلحته و لا أملاً إلّا بلّغته و لا دعاءً إلّا أجبته و لا مضیّقاً إلّا فرّجته و لا شملاً إلّا جمعته و لا أمراً إلّا أتممته و لا مالاً إلّا کثّرته و لا خلقاً إلّا حسّنته و لا إنفاقاً إلّا أخلفته و لا حالاً إلّا عمّرته و لا حسوداً إلّا قمعته و لا عدوّاً إلّا أردیته و لا شرّاً إلّا کفیته و لا مرضاً إلّا شفیته و لا بعیداً إلّا إدنیته و لا شعثاً إلّا لممته و لا سؤالاً إلّا أعطیته اللّهمّ إنّی أسألک خیر العاجله و ثواب الآجله اللّهمّ إغننی بحلالک عن الحرام و بفضلک عن جمیع الأنام اللّهمّ إنّی أسألک علماً نافعاً و قلباً خاشعاً و یقیناً شافیاً و عملاً زاکیاً و صبراً جمیلاً و أجراً جزیلاً اللّهمّ ارزقنی شکر نعمتک علیّ و زد فی إحسانک و کرمک إلیّ واجعل قولی فی النّاس مسموعاً و عملی عندک مرفوعاً و أثری فی الخیرات متبوعاً و عدوّی مقموعاً اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد الأخیار فی آناء اللّیل و أطراف النّهار واکفنی شرّ الأشرار و طهّرنی من الذّنوب والأوزار و أجرنی من النّار و أحلّنی دار القرار واغفرلی و لجمیع إخوانی فیک و أخواتی المؤمنین والمؤمنات برحمتک یا أرحم الرّاحمین ثمّ توجّه إلی القبله و صلّ رکعتین واقرأ فی الأولی سوره الأنبیاء و فی الثّانیه الحشر واقنت و قل لا إله إلّا الله الحلیم الکریم لا إله إلّا الله العلیّ العظیم لا إله إلّا الله ربّ السّماوات السّبع والأرضین السّبع و ما فیهنّ و ما بینهنّ خلافاً لأعدائه و تکذیباً لمن عدل به و إقراراً لربوبیّته و خضوعاً لعزّته الأوّل بغیر أوّل والآخر إلی غیر الظّاهر علی کلّ شیء بقدرته الباطن دون کلّ شیء بعلمه و لطفه لا تقف العقول علی کنه عظمته و لا تدرک الأوهام حقیقه ماهیّته و لا تتصوّر الأنفس معانی کیفیّته مطّلعاً علی الضّمائر عارفاً بالسّرائر یعلم خائنه الأعین و ما تخفی الصّدور اللّهمّ إنّی أشهدک علی تصدیقی رسولک(ص) و إیمانی به و علمی بمنزلته و إنّی أشهد أنّه النّبیّ الّذی نطقت الحکمه بفضله و بشّرت الأنبیاء به و دعت إلی الإقرار بما جاء به و حثّت علی تصدیقه بقوله تعالی الّذی یجدونه مکتوباً عندهم فی التّوراه والإنجیل یأمرهم بالمعروف و ینهاهم عن المنکر و یحلّ لهم الطّیّبات و یحرّم علیهم الخبائث و یضع عنهم أصرهم والأغلال الّتی کانت علیهم فصلّ علی محمّد رسولک إلی الثّقلین و سیّد الأنبیاء المصطفین و علی أخیه وابن عمّه الّذین لم یشرکا بک طرفه عین أبداً و علی فاطمه الزّهراء سیّده نساء العالمین و علی سیّدی شباب أهل الجنّه الحسن والحسین صلاه خالده الدّوام عدد قطر الرّهام و زنه الجبال والآکام و ما أورق السّلام واختلف الضّیاء والظّلام و علی آله الطّاهرین الإئمّه المهتدین الذّائدین عن الدّین علیّ و محمّد و جعفر و موسی و علیّ و محمّد و علیّ والحسن والحجّه القوّام بالقسط و سلاله السّبط اللّهمّ إنّی أسألک بحقّ هذا الإمام فرجاً قریباً و صبراً جمیلاً و نصراً عزیزاً و غنّی عن الخلق و ثباتاً فی الهدی والتّوفیق لما تحبّ و ترضی و رزقاً واسعاً حلالاً طیّباً مریئاً داراً سابغاً فاضلاً مفضلاً صبّاً صبّاً من غیر کدّ و لا نکد و لا منّه من أحد و عافیه من کلّ بلاء و سقم و مرض والشّکر علی العافیه والنّعماء و إذا جاء الموت فاقبضنا علی أحسن ما یکون لک طاعه علی ما أمرتنا محافظین حتّی تؤدّینا إلی جنّات النّعیم برحمتک یا أرحم الرّاحمین اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد و أوحشنی من الّدنیا و آنسنی بالآخره فإنّه لا یوحش من الدّنیا إلّا خوفک و لا یونس بالآخره إلّا رجاؤک اللّهمّ لک الحجّه لا علیک و إلیک المشتکی لا منک فصلّ علی محمّد و آله و أعنّی علی نفسی الظّالمه العاصیه و شهوتی الغالبه واختم بالعافیه اللّهمّ إنّ استغفاری إیّاک و أنا مصرّ علی ما نهیت قلّه حیاء و ترکی الاستغفار مع علمی بسعه حلمک تضییع لحقّ الرّجاء اللّهمّ إنّ ذنوبی تؤیسنی أن أرجوک و إنّ علمی بسعه رحمتک یمنعنی أن أخشاک فصلّ علی محمّد و آل محمّد و صدّق رجائی لک و کذّب خوفی منک و کن لی عند أحسن ظنّی بک یا أکرم الأکرمین اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد و أیّدنی بالعصمه و أنطق لسانی بالحکمه واجعلنی ممّن یندم علی ما ضیّعه فی أمسه و لا یغبن حظّه فی یومه و لا یهمّ لرزق غده اللّهمّ إنّ الغنیّ من استغنی بک وافتقر إلیک والفقیر من استغنی بخلقک عنک فصلّ علی محمّد و آل محمّد و أغننی عن خلقک بک واجعلنی ممّن لا یبسط کفّاً إلّا إلیک اللّهمّ إنّ الشّقیّ من قنط و أمامه التّوبه و وراءه الرّحمه و إن کنت ضعیف العمل فإنّی فی رحمتک قویّ الأمل فهب لی ضعف عملی لقوّه أملی اللّهمّ إن کنت تعلم أنّ ما فی عبادک من هو أقسی قلباً منّی و أعظم منّی ذنباً فإنّی أعلم أنّه لا مولی أعظم منک طولاً و أوسع رحمه و عفواً فیا من هو أوحد فی رحمته اغفر لمن لیس بأوحد فی خطیئته اللّهمّ إنّک أمرتنا فعصینا و نهیت فما انتهینا و ذکرت فتناسینا و بصّرت فتعامینا و حذّرت فتعدّینا و ما کان ذلک جزاء إحسانک إلینا و أنت أعلم بما أعلنّا و أخفینا و أخبر بما نأتی و ما أتینا فصلّ علی محمّد و آل محمّد و لا تؤاخذنا بما أخطأنا و نسینا و هب لنا حقوقک لدینا و أتمّ إحسانک إلینا و أسبل رحمتک علینا اللّهمّ إنّا نتوسّل إلیک بهذا الصّدّیق الإمام و نسألک بالحقّ الّذی جعلته له و لجدّه رسولک و لأبویه علیّ و فاطمه أهل بیت الرّحمه إدرار الرّزق الّذی به قوام حیاتنا و صلاح أحوال عیالنا فأنت الکریم الّذی تعطی من سعه و تمنع من قدره و نحن نسألک من الرّزق ما یکون صلاحاً للدّنیا و بلاغاً للآخره اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد واغفر لنا و لوالدینا و لجمیع المؤمنین والمؤمنات والمسلمین والمسلمات الأحیاء منهم والأموات و آتنا فی الدّنیا حسنه و فی الآخره حسنه و قنا عذاب النّار ثمّ ترکع و تسجد و تجلس و تتشهّد و تسلّم فإذا سبّحت فعفّر خدّیک و قل سبحان الله والحمد لله و لا إله إلّا الله والله اکبر أربعین مرّه واسأل الله العصمه والنّجاه والمغفره والتّوفیق بحسن العمل والقبول لما تتقرّب به إلیه و تبتغی به وجهه وقف عند الرّأس ثمّ صلّ رکعتین علی ما تقدّم ثمّ انکبّ علی القبر و قبّله و قل زاد الله فی شرفکم والسّلام علیکم و رحمه الله و برکاته وادع لنفسک و لوالدیک و لمن أردت
امام زمان(عج) فرمود:
اگر خواستی امام حسین(علیه السلام) را در روز عاشورا زیارت کنی، در مقابل قبرش بایست و بگو:
سلام بر حضرت آدم، برگزیده خدا از بین مخلوقات.
سلام بر حضرت شیث، ولیّ خدا و برگزیده او.
سلام بر حضرت ادریس که به اقامه برهان الهی در بین مردم پرداخت.
سلام بر حضرت نوح که خداوند دعایش را در مورد ارسال عذاب بر قوم کافر مستجاب کرد.
سلام بر حضرت هود که با یاری خداوند به پیش رفت.
سلام بر حضرت صالح که به خاطر کرامت خداوند بر او، به سوی پروردگار متوجّه شد.
سلام بر حضرت ابراهیم که خداوند با دوست خود و جلیل قرار دادنش، از او حمایت کرد.
سلام بر حضرت اسماعیل که خداوند گوسفندی ارزشمند را بر بهشت خود به عنوان فدایی او برای او فرستاد.
سلام بر حضرت اسحاق که خداوند پیامبران را از نسل او قرار داد.
سلام بر حضرت یعقوب که خدا به رحمت خودش بینایی او را به او باز گرداند.
سلام بر حضرت یوسف که خداوند به عظمت و قدرت خود او را از درون چاه نجات داد.
سلام بر حضرت موسی که خداوند به قدرت خودش دریا را برایش شکافت.
سلام بر حضرت هارون که خداوند با برگزیدنش به پیامبری، او را به خود اختصاص داد.
سلام بر حضرت شعیب که خداوند او را بر قومش پیروز ساخت.
سلام بر حضرت داوود که خداوند از خطای او درگذشت و توبه او را پذیرفت.
سلام بر حضرت سلیمان که به وسیله عزّت و جلال خداوند، جنّیان و پریان در تسخیر او قرار گرفتند.
سلام بر حضرت ایّوب که خداوند از آن بیماری شفایش عنایت فرمود.
سلام بر حضرت یونس که خداوند ضمانت قومش را از نفرین یونس پذیرفت، و آن‌ها را نجات داد.»
سلام بر حضرت عُزَیر که خداوند پس از آن که او مرده بود، او را دوباره زنده کرد.
سلام بر حضرت زکریّا که در مصیبت وارده (قتل یحیی) صبر و بردباری پیشه کرد.
سلام بر حضرت یحیی که خداوند به خاطر دادن لیاقت شهادت، او را به خود نزدیک کرد.
سلام بر حضرت عیسی، روح خدا و کلمه پروردگار.
سلام بر حضرت محمّد(ص) حبیب و دوست خدا و برگزیده او.

گریه زمین و آسمان بر امام حسین(علیه السلام) و حضرت یحی(علیه السلام)

ابن الولید عن الصّفّار عن ابن عیسی عن ابن فضّال عن مروان بن مسلم عن إسماعیل بن کثیر قال سمعت أبا عبدالله(علیه السلام) یقول کان قاتل الحسین بن علیّ(علیه السلام) ولد زناً و کان قاتل یحیی بن زکریّا(علیه السلام) ولد زناً و لم تبک السّماء والأرض إلّا علیهما و ما کانوا منظرین ممهلین الی وقت آخر
از حضرت مهدی(عج) نقل شده است که فرمود: حضرت یحیای پیامبر(علیه السلام) به همان گونه‌‌ای سر بریده شد، که سر مبارک امام حسین(علیه السلام) بریده شد و سر هر دو بزرگوار را از پشت گردن بریدند و زمین و آسمان گریان نشدند مگر برای آن دو نفر و هرگز آثار شهادت آن دو به تأخیر نیفتاد.

نویسنده: محمد رحمتی شهرضا-حسین احمدی
منبع: گوهرهای ناب در کلام امام زمان علیه السلام ۱۵۳-۱۷۳

مطلب قبلیاعتقادات در کلام امام(علیه السلام) قسمت اول
مطلب بعدیاعتقادات در کلام امام(علیه السلام)

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید