آیند? جهان از نظر ادیان و مکاتب

آیند? جهان از نظر ادیان و مکاتب

اصولاً بشریت راجع به آیند? خود چه نظری می دهد؟ دانشمندان، محافل و مکاتب در این مورد چه می گویند؟ سیری که بشر از قدیم آغاز کرده است چگونه آینده را در جلو چشم ما ترسیم می کند؟ آیا اعتقاد به مسأله مهدویت یک اعتقاد به اصطلاح مترقی است، یا یک اعتقاد ارتجاعی؟
ما می بینیم که اکثر ادیان و مکاتب فلسفی و حتی سیاسی آینده را بهتر از گذشته تفسیر می کند و به همین دلیل – چه مکاتب الهی و چه مکاتب غیر الهی – در جهت بهتر کردن آینده در حال تلاش می باشند.
اصولاً طرح مسأله مدین? فاضله در فلسف? افلاطون در دوران قبل از میلاد و قبل از اسلام، یک طرح پیشرفت? فلسفی است. البته ممکن است بعضی از خصوصیاتش به تعبیر بعضی از جامعه شناسان امروزی خیالی باشد، اما اینکه بشریت بر مبنای چهار اصلی اداره شود که افلاطون با عناوین « عدالت، عفت، حکمت و شجاعت» برای مدین? فاضله مطرح می کند، خود یک آینده نگری مثبت می باشد.
در این چهار اصل، حکمت در کنار عفت ( یا علم در کنار اخلاق)، و شجاعت در کنار عدالت قرار می گیرد. چرا امروز دنیا به تعبیر فلاسف? قدیم می لنگد؟ زیرا شامل یک یا دو اصل از این اصول نمی باشد. و اگر دنیا در شرایطی باشد که اطلاق دوران جاهلیت بر آن صادق باشد، هیچ یک از این اصول را دارا نیست. این چهار اصل هم عامل کمال یک فرد و هم عامل کمال جامع? انسانی اتس. فقدان هر یک از اصول نامبرده بب نقص است. یک فرد بی سواد، یک دانشمند ترسو، یک دانشمند شجاع بی عفت و یک دانشمند شجاع با عفت بی عدالت، همگی ناقص هستند و وجود یک یا چند اصل از اصول اربعه سبب کمال نمی گردد. اما اگر این چهار صفت یا به تعبیر افلاطون « اتوپیا» در یک انسان جمه باشد، انسان کامل است. و اگر این چهار صفت در یک جامعه باشد، آن جامعه به مدین? فاضله بدل می شود. پس مدین? فاضله یک آینده نگری مثبت است.
در نوع کتب فلسفی، آن قسمت آخر، که « تدبیر منزل و سیاست مدن» را مطرح می کنند بیشتر بر این پایه استوار است. صدرالدین شیرازی در اواخر کتاب « المبدأ و المعاد» بحثی دارد در زمین? طرح حکومت در جامعه، و خلاص? این بحث همین است که اگر این چهار صفت در یک جامعه ایجاد شود چه نتایجی دارد. اگر این چهار صفت در یک انسان باشد آن انسان رهبر است، و اگر رهبری فاقد یکی از این چهار صفت شد، دیگر رهبری و پیشوایی ندارد. همچنین جامعه ای می تواند رهبریت دیگر جوامع را دارا باشد که در آن جامعه این چاهر اصل پیاده شود؛ و اگر در دنیا پیاده شد، حرکت و سوی دنیا درمسیر کمال است و وضعیت از مطلوبیت کافی برخوردار است.
این فکر، که اجمالی از آن گذشت، ممکن است یک ریش? الهی داشته باشد که در عین حال مکاتب فلسفی هم بر آن مهر صحت گذاشته اند. زردشتیها آینده را تحت عنوان « پیروزی لشکریان اهورامزدا بر اهریمن» مثبت می بینند. در مذاهب « هندوئیسم» هم آینده مثبت است.
حتی در مکاتب الحادی و مادی که در رأس آنها « مارکسیسم» قرار دارد نیز آینده را بهتر از گذشته می بینند؛ لیکن تحت عناوین مختلف: تشکیل خانواد? واحد، یا تشکیل یک مالکیت واحد، یا به اصطلاح « دولت مالکی» و … و به هر حال، آ« ها نمی گویند که آینده رو به زوال است؛ بلکه می گویند آینده مسیر کمال را طی می کند، اما در تفسیر این کمال اختلاف تعبیر و نظر وجود دارد که بعضاً به آنها در فوق اشاره ای گذرا داشتیم.(۱)
پس این را باید به عنوان یک اصل بپذیریم. صرف نظر از اینکه ما شیعه باشیم یا سنی و به طور کلی طرفدار هر مذهب دیگر هم که باشیم، به آینده باید با خوشبینی نگاه کنیم و بر مبنای این خوشبینی تلاش کنیم. اصولاً آدم به حکم انسانیتش احساس مسئولیت می کند و این احساس مسئولیت او را به تلاش وا می دارد.
اگر آینده رو به زوال باشد دیگر دلیلی برای دانشمندان در گسترش علوم باقی نمی ماند، و همین طور است وضعمصلحین و فلاسفه و هر کسی که مکتبی ارائه می کند؛ زیرا فعالیت و تلاش همه اینها مبتنی بر پذیرش این اصل است که می گوید: « من آینده را مثبت می بینم و راه رسیدن به این قله هم این است.» پس اگر قله ای در پیش نباشد دیگر راهنمایی هم لازم نیست.
این یک اصل اساسی است و ما شیعیان در بین پیروان هم? فرق و مکاتب با سربلندی می گوییم که ما چنین اعتقادی داریم. یعنی ما آینده را مثبت می دانیم، و مثبت بودن آینده در نظر ما تا «اجا است که اگر یقین بدانیم که فردا قیامت است و از نقش? نهایی اجرا خواهد شد و آن یک روز زمانش آن قدر طولانی می شود تا برای اجرای آن نقشه فرصت کافی موجود باشد. پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) در این مورد تعبیر زیبایی دارد که علمای اهل سنت و دانشمندان شیعه آن را نقل کرده اند و روایت متواتر است؛ و آن این است که: «لو لم یبق من الدنیا الا یوم واحد لطول الله ذلک الیوم حتی یبعث فیه رجلاً من امتی و من اهل بیتی یواطی اسمه یملأ الارض قسطاً و عدلاً ملئت ظلماً و جوراً »(۲).
و بر این اساس است که اگر هم اکنون هم? ملائکه الله بیایند و بگویند فردا قیامت است، ما می گوییم چون تا کنون آن صلح جهانی و آن انسانیت کامل و آن آیند? روشن تحقق نیافته است پس از حالا تا فردا آن قدر طولانی خواهد شد تا آن وعده ها عملی شود. آری، ما تا این حد به آینده خوشبین هستیم که اگر تمام پیش بینی های علمی دال بر این باشد که امشب کره زمین منفجر می شود، ما به استناد این اعتقاد وقوع چنین حادثه ای را امکان پذیر نمی دانیم و امشب را با خیال راحت می خوابیم.
این تعبیر که در دعای عهد در مفاتیح آمده و هر روز صبح خوانده می شود: « خدایا اگر بین من و ظهور او مرگ فاصله شد مرا از قبرم بدر آر» تعبیر بسیار رسا و زیبایی است که با حقیقت در آمیخته و از هر گونه خیال پردازی شاعرانه بدور است. این سخنان بر خوشبینی بی حد ما نسبت به آینده دلالت دارد: « اللهم ان حال بینی و بینه الموت الذی جعلته علی عبادک حتماً مقتضیاً فاخرجنی من قبری موتزراً کفنی، شاهراً سیفی، مجرداً قناتی، ملبیاً دعوه الداعی فی الحاضر والبادی».
خداوندا، اگر بین من و دوران ظهور حضرت آن مرگ حتمی که برای همه بندگان خود مقرر داشته ای فرا رسید و مانع از درک زمان ظهور شد، مرا در آن زمان از قبرم به در آور در حالی که کفنم بر دوش، شمشیرم آخته و نیزه ام برهنه باشد و ندای آن دعوت کننده الهی را در هر جا، در شهر و دیار، صحرا و بیابان پاسخ گویم.
ملاحظه می فرمایید که این تعبیر در این فراز از دعا چه مقدار زیبا و رسا و دلنشین است!
این مبحث در منابع متعددی آمده است. در این کتاب ها، علاوه بر بشارات ادیان آسمانی، بشارات مکاتب مختلف هم منعکس شده است. افرادی هم هستند که مکاتب مختلف را مورد بررسی و تحقیق قرار داده موارد مربوط به این بحث را از تورات و انجیل و اوستا و کتب هندی و غیره استخراج نموده اند.
عده ای هم مطالب مربوط به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را از کتاب هایی که از قرن اول اسلامی تا کنون در مورد امام زمان نوشته شده است جمع آوری کرده اند. حتی ما کتابی داریم که در سد? نخست نوشته شده است و کتابی در دست است که در قرن دوم به نگارش در آمده و پیش از تولد حضرت بقیه الله الاعظم احادیث مربوط به حضرتش را یادآور شده است.

پی نوشتها :

۱٫ این مباحث قبل از فرو پاشیدن مارکسیسم در بلوک شرق بود و این فروپاشی و به بن بست رسیدن منافات با اصل بحث که آیند? بشریت بهتر است ندارد.
۲٫ صافی: منتخب الاثر، ص ۱۵۳٫

منبع: گفتارهایی پیرامون امام زمان علیه السلام

مطلب قبلیدوازدهمین جانشین رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
مطلب بعدیموعود در آیین یهود

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید